« فباتوا و لهم دوىّ كدوىّ النّحل ما بين راكع و ساجد و قائم و قاعد . »
شعر :
و باتوا فمنهم ذاكر و مسبّح * وداع و منهم ركّع و سجود
[ پيوستن گروهى به قواى امام عليه السّلام ]
و روايت شده كه در آن شب سى و دو نفر از لشكر عمر بد اختر ، به عسكر آن حضرت ملحق شدند و سعادت ملازمت آن حضرت را اختيار كردند . « 1 » و در هنگام سحر آن امام مطهّر براى تهيّهء سفر آخرت فرمود كه نوره براى آن حضرت ساختند در ظرفى كه مشگ در آن بسيار بود و در خيمهء مخصوصى درآمده مشغول نوره كشيدن شدند ، و در آن وقت برير بن خضير همدانى و عبد الرّحمن بن عبد ربه انصارى بر در خيمهء محترمه ايستاده بودند ، منتظر بودند كه چون آن سرور فارغ شود ايشان نوره بكشند ، برير در آن وقت با عبد الرّحمن مضاحكه و مطايبه مىنمود ، عبد الرّحمن گفت : اى برير ! اين هنگام هنگام مطايبه نيست .
برير گفت : قوم من مىدانند كه من هرگز در جوانى و پيرى مايل به لهو و لعب نبودم ، و در اين حالت شادى مىكنم به سبب آن كه مىدانم كه شهيد خواهم شد و بعد از شهادت حوريان بهشت را در بر خواهم كشيد و به نعيم آخرت متنعّم خواهم گرديد . « 2 »
هامش
( 1 ) الملهوف ، ص 154 .
( 2 ) الملهوف ، ص 154 - 155 .