تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 760

مساهمون:

ص٧٦٠
برادر رضاعى خود را به رسالت به جانب كوفه فرستاد و هنوز خبر شهادت جناب مسلم ( ره ) به آن حضرت نرسيده بود و نامه‌اى به اهل كوفه قلمى فرمود بدين مضمون . « 1 »

[ نامه امام عليه السّلام به كوفيان ]

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اين نامه‌اى است از حسين بن على ، به سوى برادران خويش از مؤمنان و مسلمانان و بعد از حمد و سلام مرقوم داشت : بدرستى كه نامهء مسلم بن عقيل به من رسيده و در آن نامه مندرج بود كه اتّفاق كرده‌ايد بر نصرت ما و طلب حقّ از دشمنان ما ، از خدا سؤال مىكنم كه احسان خود را بر ما تمام گرداند و شما را بر حسن نيّت و خوبى كردار عطا فرمايد بهترين جزاى ابرار ، آگاه باشيد كه من به سوى شما از مكّه بيرون آمدم در روز سه شنبه هشتم ذيحجه . چون پيك من به شما برسد كمر متابعت بر ميان بنديد و مهيّاى نصرت من باشيد كه من در همين روزها به شما خواهم رسيد ، و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته . و سبب نوشتن اين نامه آن بود كه مسلم عليه السّلام بيست و هفت روز پيش از شهادت خود نامه‌اى به آن حضرت نوشته بود و اظهار اطاعت و انقياد اهل كوفه نموده بود ، و جمعى از اهل كوفه نيز نامه‌ها به آن حضرت نوشته بودند كه در اينجا صد هزار شمشير براى نصرت تو مهيّا گرديده است ، خود را به شيعيان خود برسان .

[ داستان قيس ]

چون پيك حضرت روانه شد و به قادسيّه رسيد حصين بن تميم او را گرفت ، و به روايت سيّد خواست او را تفتيش كند . قيس نامه را بيرون آورد و پاره كرد ،
هامش
( 1 ) و به روايت سيّد براى سليمان بن صرد و مسبّب بن نجبه و رفاعة و جماعتى از شيعيان نوشت . مؤلّف رحمة اللّه .