گرفت و به زندان برد ، عبد اللّه در آن وقت مشغول نماز بود و توجّه او به جانب حق تعالى بود ، او را گفتند كه اى عبد اللّه نماز را سرعت كن و تعجيل نما كه تو را چيزى در پيش است .
چون عبد اللّه سلام نماز را بداد نگاه كرد سر فرزند خود ابراهيم را ديد ، سر را بگرفت و بر سينه چسباند و گفت :
رحمك اللّه يا ابا القاسم ، و اهلا بك و سهلا لقد وفيت بعهد اللّه و ميثاقه .
اى نور ديدهء من ابراهيم ، خوش آمدى خدا تو را رحمت كند هرآينه تويى از آن كسانى كه خدا در حقّ ايشان فرموده :
الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ .
( الآية ) . « 1 »
ربيع عبد اللّه را گفت كه ابراهيم چگونه بود ؟
فرمود : چنان بود كه شاعر گفته :
فتى كان تحميه من الذّلّ نفسه * و يكفيه سوءات الذنوب اجتنابها « 2 »
آنگاه با ربيع فرمود كه : با منصور بگو كه ايّام سختى و شدّت ما به آخر رسيد و ايّام نعمت تو نيز چنين است و پاينده نخواهد ماند و محلّ ملاقات ما و تو روز قيامت است و خداوند حكيم ، ما بين ما و تو حكم خواهد فرمود .
ربيع گفت : وقتى كه اين رسالت را به منصور رسانيدم ، چنان شكستگى در او پديد گشت كه هيچ گاهى او را به چنين حالى نديده بودم .
و بسيار كس از شعراء محمّد و ابراهيم را مرثيه گفتهاند .
و دعبل خزاعى نيز در قصيدهء تائيّه كه جماعتى از اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم را مرثيه گفته اشاره بديشان نموده ، چنان كه گفته :
قبور بكوفان و اخرى بطيبة * و اخرى بفخّ نالها صلوات
هامش
( 1 ) سورهء رعد ، آيهء 20 . در قرآن سورهء رعدالَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ.
( 2 ) خ . لفتى كان يحميه من الضّيم سيفه * و ينجيه من دار الهوان اجتنابها