تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
نمود . « 1 » پس حسين فرستاد به نزد يحيى و سليمان و ادريس فرزندان عبد اللّه محض و عبد اللّه بن حسن بن علىّ بن علىّ بن الحسين معروف به افطس ، و ابراهيم بن اسماعيل طباطبا و عمر پسر برادر خود حسن ، و عبد اللّه بن اسحاق بن ابراهيم غمر ، و عبد اللّه پسر امام جعفر صادق عليه السّلام ، و از فتيان و موالى خودشان تا آن كه جمع شدند بيست و سه تن از اولاد على عليه السّلام ، و جمعى از موالى و ده نفر از حاج ، پس چون وقت نماز صبح شد مؤذّن بالاى مناره رفت كه اذان گويد ، عبد اللّه افطس با شمشير كشيده بالاى مناره رفت و مؤذّن را گفت كه در اذان « حىّ على خير العمل » بگو ، مؤذّن چون شمشير كشيده را ديد حىّ على خير العمل بگفت . « 2 » عمرى كه اين كلمه را در اذان شنيد احساس شر كرد دهشت زده فرياد برداشت كه استر مرا در خانه حاضر كنيد و از كثرت وحشت و دهشت گفت كه : مرا به دو حبّه آب طعام دهيد اين بگفت و از منزل خويش بيرون شد و پيوسته به تعجيل تمام فرار مىكرد و از ترس ضرطه « 3 » مىداد ! تا گاهى كه خود را از فتنهء علويّين نجات داد ، پس حسين مقدّم ايستاد و فرض صبح را ادا كردند ، آنگاه حسن بن محمّد را طلبيد و شهودى را كه عمرى بر ايشان گماشته بود طلبيد كه اينك حسن را حاضر كرده‌ام ، عمرى را حاضر كنيد تا حسن را بر او عرضه داريم . بالجمله ، جميع علويّين به جز حسن بن جعفر بن حسن مثنّى و موسى بن جعفر - سلام اللّه عليهما - در اين واقعه حاضر شده بودند . پس حسين بعد از نماز صبح بالاى منبر رفت و خطبه خواند و در تحريص مردم به جهاد پس اين وقت حماد بريدى « 4 » از جانب سلطان در مدينه به جهت نگاهبانى با سلاح مىزيست با
هامش
( 1 ) نك : مقاتل الطالبيين ، ص 296 - 295 ؛ تاريخ طبرى ، ج 8 ، ص 193 . ( 2 ) مقاتل الطالبيين ، ص 297 . ( 3 ) بىاختيار از او باد خارج مىشد . مقاتل ، ص 297 . ( 4 ) خالد بربرى . خ . ل
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 618 | الشيخ عباس القمي