تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
طريق فرار را ساختگى اسبهاى رهوار كرده انتهاز فرصت مىداشت تا روزى مجلس را از راشد و غير او پرداخته ، به دست كرد و آن غاليهء مسموم را به ادريس هديّه داد ، ادريس قدرى از آن بر خود بماليد و استشمام نمود . سليمان در زمان بيرون شد و بر اسب بر نشست و بجست . ادريس بياشوفت و بغلطيد . و چون راشد رسيد و اين بديد چون باد از قفاى سليمان بشتافت و او را دريافت و از گرد راه تيغ براند و چند زخمى بر سر و صورت و انگشتان زد و بازگشت . و ادريس بن عبد اللّه در گذشت . « 1 » و چون ادريس وفات كرد ، زنى داشت امّ ولد از بربريّه و حامل بود . مردم مغرب به صواب ديد راشد تاج سلطنت را بر شكم امّ ولد گذاشتند تا گاهى كه حمل بگذاشت و پسرى آورد ، آن پسر را به نام پدر ادريس نام نهادند و او بعد از چهار ماه از فوت پدر متولّد گشت . و جماعتى گفتند اين كودك از راشد است حيلتى كرده كه اين ملك بر وى بيايد . و اين سخن استوار نيست چه داود بن القاسم الجعفرى كه يك تن از بزرگان علماء است و در معرفت انساب كمالى بسزا داشته حديث كرده كه من حاضر بودم در وفات ادريس بن عبد اللّه ، و ولادت ادريس بن ادريس در فراش پدر ، و در مغرب با او بودم در جمال و جلادت وجود و جودت هيچ كس را مانند او نديدم و از حضرت امام رضا عليه السّلام روايتى نقل كرده‌اند كه فرمود : خدا رحمت كند ادريس بن ادريس را كه او نجيب و شجاع اهل بيت است به خدا سوگند كه انباز او در ميان ما باقى نمانده است . « 2 » لا جرم در صحّت نسب ادريس جاى شكّ نيست و ذكر سلطنت او و اولادهاى او در مواضع خود به شرح رفته . و جماعتى از فرزندزادگان او در مصر اقامت كردند و ايشان معروف شدند به فواطم . و سيّد شهيد قاضى نور اللّه ، در مجالس در بيان شهادت ادريس بن عبد اللّه چنين
هامش
( 1 ) نيز نك : ناسخ التواريخ امام حسن عليه السّلام ، ج 2 ، ص 360 - 316 ؛ سر السلسلة العلوية ، ص 12 و 13 . ( 2 ) عمدة الطالب ، ص 158 ؛ سر السلسلة العلوية ، ص 13 .