كرده مصنّفات او را با جملهاى از احوال ، او آنگاه فرموده كه تعداد فضايل نقيب ، تاج الدّين محمّد محتاج است به شرحى كه اين مختصر گنجايش آن را ندارد . « 1 »
فقير گويد : ابن معيّه سيّد جليل ، استاد يخ شهيد است ، نيز روايت مىكند شهيد از او و در يكى از اجازات خود او را ذكر كرده و فرموده : انّه اعجوبة الزّمان فى جميع الفضائل و المآثر . « 2 »
و در مجموعهء خود در حقّ او فرموده كه : ابن معيّه در هشتم ربيع الأخر ، سنهء هفتصد و هفتاد و شش در حلّه وفات كرد ، و جنازهاش را به مشهد امير المؤمنين عليه السلام حمل كردند . و اجازه داده اين سيّد مرا و هم اجازه داده به دو پسرم ابو طالب محمّد و أبو القاسم على پيش از وفاتش .
فقير گويد : معيّه ( به ضمّ ميم ، و فتح عين مهملة بر وزن سميّه ) مادر ابو القاسم على بن حسن بن حسن بن اسماعيل الدّيباج است ، و او بنت محمّد بن حارثة بن معاوية بن اسحاق از بنى عمرو بن عوف كوفيّه است ، و اصلش از بغداد است .
و امّا ابراهيم بن اسماعيل الدّيباج بن ابراهيم الغمر ، مادر او امّ ولد بود ، و او ملقّب بود به طباطبا . از ابو الحسن عمرى منقول است كه گاهى كه ابراهيم كودك بود ، پدرش اسماعيل خواست از بهر او جامه بدوزد ، او را گفت : اگر خواهى از بهر تو پيراهنى كنم و اگر نه قبايى بدوزم . چون هنوز زبانش در اظهار مخارج حروف نارسا بود خواست بگويد قبا قبا گفت طباطبا و بدين كلمه ملقّب گشت ، لكن اهل سواد گويند . طباطبا به زبان نبطيّه به معنى سيّد السادات است .
بالجمله ابراهيم مردى با رزانت و جلالت بود و عقايد خود را در خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام معروض داشت و از شوائب شكّ و شبهه پاكيزه ساخت .
و او را يازده پسر و دو دختر بوده و اسامى ايشان را چنين نگاشتهاند :
هامش
( 1 ) عمدة الطالب ، ص 169 - 171 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 107 ، ص 188 .