اسماعيل ، 7 - رقيّه ، 8 - خديجه ، 9 - فاطمه ، 10 - حسنه ، 11 - أمّ اسحاق .
احفاد ابراهيم از اسماعيل ديباج است . و محمّد اصغر مادرش امّ ولدى بوده مسمّاة به عاليه . و محمّد را به جهت كمال حسن ، ديباج اصغر مىگفتند . و چون او را مأخوذ داشتند و در نزد منصور دوانيقى بردند منصور گفت : تويى ديباج اصغر ؟
گفت : بلى ، گفت : سوگند به خداى تو را چنان بكشم كه هيچ يك از خويشاوندان تو را چنان نكشته باشم . پس امر كرد كه اسطوانهاى بنا كردند و او را در ميان آن گذاشتند و اسطوانه را بر روى او بنا نهادند و او هم چنان زنده در ميان اسطوانه به رحمت خدا رفت .
امّا اسماعيل ، مكنّى بود به ابو ابراهيم و ملقّب به ديباج اكبر . و او در جنگ فخّ حاضر بود ، و هم مدّتى در حبس منصور بود . و او را يك دختر بود كه امّ اسحاق نام داشت و دو پسر بود كه يكى را حسن نام بود و ديگرى ابراهيم .
و حسن بن اسماعيل از غازيان جنگ فخّ بود و او را هارون الرّشيد بيست و دو سال محبوس داشت ، و چون نوبت به مأمون رسيد او را رها ساخت و او در شصت و سه سالگى دنيا را وداع كرد .
و از اولاد اوست سيّد سند ، نسّابهء عالم ، فاضل جليل القدر ، واسع الرّوايه ، ابو عبد اللّه تاج الدّين محمّد بن ابى جعفر القاسم بن الحسين الحسنى الدّيباجى الحلّى معروف به ابن معيّه صاحب مصنّفات كثيره در انساب ، و معرفة الرّجال ، و فقه ، و حساب ، و عروض ، و حديث و غيره . اخذ كرده از او سيّد سند نسّابه ، جمال الملّة و الدّين ، احمد بن على بن الحسين الحسنى الدّاودى .
صاحب عمة الطالب فرموده كه : منتهى شده به او علم نسب در زمانش ، و از براى اوست اسنادات عاليه و سماعات شريفه ، درك كردم او را در زمان شيخوخيّتش ، و خدمت كردم او را قريب دوازده سال ، و خواندم نزد او آنچه ممكن بود از حديث و نسب و فقه و حساب و ادب و تاريخ و شعر الى غير ذلك ، پس ذكر
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 607
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦٠٧