تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
گفت : اى معاويه ! آيا ما را از قرائت قرآن نهى مىكنى ؟ گفت : نهى نمىكنم . گفت از تأويل قرآن ما را نهى مىكنى ؟ گفت : بلى ، قرائت كن قرآن را ، لكن معنى مكن آن را . ابن عبّاس گفت : كدام يك واجب تر است ؛ خواندن يا عمل كردن به احكام آن ؟ گفت : عمل واجب‌تر است . ابن عبّاس گفت : اگر كس نداند كه خداى از كلمات قرآن چه خواسته است چگونه عمل مىكند ؟ معاويه گفت : سؤال كن معنى قرآن را از كسى كه تأويل مىكند آن را به غير آنچه تو و اهل بيت تو به آن تأويل مىكنيد . ابن عبّاس گفت : اى معاويه ! قرآن بر اهل بيت من نازل شده ، تو مىگويى سؤال كنم معنى آن را از آل ابو سفيان و آل ابى معيط و از يهود و نصارى و مجوس ؟ معاويه گفت : مرا با اين طوايف قرين مىكنى ؟ گفت : بلى به سبب آن كه نهى مىكنى مردم را از عمل كردن به قرآن آيا نهى مىكنى ما را كه اطاعت كنيم خداى را به حكم قرآن و بازمىدارى ما را از عمل كردن به حلال و حرام قرآن و حال آن كه اگر امّت سؤال نكنند از معنى قرآن و ندانند مراد آن را هلاك مىشوند در دين . معاويه گفت : قرآن را تلاوت كنيد و تأويل كنيد لكن آنچه خدا در حقّ شما نازل فرموده به مردم مگوييد . ابن عبّاس گفت : خداوند در قرآن فرموده كه : مىخواهند فرونشانند نور خدا را به دهانهاى خود و نتوانند ، چه خداوند ابا دارد مگر آن كه نور خود را به كمال و تمام افروخته سازد هر چند بر كافران مكروه آيد . « 1 »
هامش
( 1 ) سورهء توبه ، آيهء 32 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 565 | الشيخ عباس القمي