تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
گشت ، و رنگ مباركش زرد شد . پس حضرت امام حسين عليه السّلام با اسود بن ابى الاسود از در درآمد ، برادر بزرگوار خود را در بر گرفت ، و سر مبارك او را و ميان دو ديده‌اش را بوسيد ، و نزد او نشست و راز بسيار با يكديگر گفتند ، پس اسود گفت :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
. گويا كه خبر فوت امام حسن عليه السّلام به او رسيده است ، پس حضرت امام حسين عليه السّلام را وصىّ خود گردانيده اسرار امامت را به او گفت و ودايع خلافت را به او سپرد و روح مقدّسش به رياض قدس پرواز كرد در روز پنج شنبه آخر ماه صفر در سال پنجاهم هجرى ، و عمر مباركش در آن وقت چهل و هفت سال بود و در بقيع مدفون گرديد . « 1 » و موافق روايت شيخ طوسى و ديگران چون امام حسن عليه السّلام مسموم شد و آثار ارتحال از دنيا بر آن جناب ظاهر گشت ، امام حسين عليه السّلام بر بالين آن حضرت حاضر شد و گفت : اى برادر ! چگونه مىيابى خود را ؟ حضرت فرمود كه : مىبينم خود را در اوّل روزى از روزهاى آخرت ، و آخر روزى از روزهاى دنيا ، و مىدانم كه پيشى بر اجل خود نمىگيرم ، و به نزد پدر و جدّ خود مىروم و مكروه مىدارم مفارقت تو و دوستان و برادران را ، و استغفار مىكنم از اين گفتار خود ، بلكه خواهان رفتنم براى آن كه ملاقات كنم جدّ خود رسول خدا و پدرم امير المؤمنين و مادرم فاطمهء زهرا و دو عمّ خود حمزه و جعفر را - صلوات اللّه و سلامه عليهم - ، خدا عوض هر گذشته است ، و ثواب خدا تسلّى دهندهء هر مصيبت است و تدارك مىكند هر چه را فوت شده است . همانا ديدم اى برادر جگر خود را در طشت و دانستم كدام كس اين كار با من كرده است ، و اصلش از كجا شده است اگر به تو بگويم با او چه خواهى كرد ؟ حضرت امام حسين عليه السّلام گفت : به خدا سوگند او را خواهم كشت .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 138 ؛ كفاية الاثر ، ص 226 ؛ جلاء العيون ، ص 463 - 465 ؛ العوالم ، ص 280 - 281 به نقل از كفاية الاثر .