تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
و به روايتى : آن مالى كه وعده كرده بود به او داد و لكن او را به حبالهء يزيد در نياورد و گفت : كسى كه با حسن عليه السّلام وفا نكرد با يزيد وفا نخواهد كرد . « 1 » و شيخ مفيد - رضوان اللّه عليه - نقل كرده كه : چون ما بين امام حسن عليه السّلام و معاويه مصالحه شد ، آن حضرت به مدينه رفت و پيوسته كظم غيظ فرموده و ملازمت منزل خويش داشت و منتظر امر پروردگار خود بود تا آن كه ده سال از مدّت امارت معاويه بگذشت ، و معاويه عازم شد كه بيعت بگيرد از براى فرزند خود يزيد ، و چون اين خلاف شرايط معاهده و مصالحه بود كه با امام حسن عليه السّلام كرده بود ، لاجرم بدين سبب ، و هم به ملاحظهء حشمت و جلال امام حسن عليه السّلام و اقبال مردم به آن جناب از آن حضرت بيم داشت پس يك دل و يك جهت تصميم عزم قتل آن حضرت نمود ، و زهرى از پادشاه روم طلبيد با صد هزار درهم براى جعده دختر اشعث بن قيس فرستاد و ضامن شد كه اگر جعده آن حضرت را مسموم نموده و به زهر شهيد كند او را در حبالهء يزيد درآورد ، لاجرم جعده به طمع مال و آن وعدهء كاذبه ، امام حسن عليه السّلام را به شربتى مسموم ساخت ، و آن حضرت چهل روز به حالت مرض مىزيست ، و پيوسته زهر در وجود مباركش اثر مىكرد تا در ماه صفر سال پنجاهم هجرى از دنيا رحلت فرمود ، و سنّ شريفش به چهل و هشت سال رسيده بود ، و مدّت خلافتش ده سال طول كشيد ، و برادرش امام حسين عليه السّلام متولّى تجهيز و تغسيل و تكفين او گشت ، و در نزد جدّه‌اش فاطمه بنت اسد - رضى اللّه عنها - در بقيع مدفون شد . « 2 » و در كتاب احتجاج روايت شده كه : مردى به خدمت امام حسن عليه السّلام رفت و گفت : يا بن رسول اللّه ! گردنهاى ما را ذليل كردى ، و ما شيعيان را غلامان بنى اميّه گردانيدى . حضرت فرمود : به چه سبب ؟
هامش
( 1 ) الاحتجاج ، ج 2 ، ص 73 ؛ جلاء العيون ، ص 462 . ( 2 ) الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 15 .