تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
فرمود : اى بندهء خدا ! مرگ را به چه چيز علاج مىتوان كرد ؟ گفتم : انّا للّه و انّا اليه راجعون . پس به جانب من ملتفت شد و فرمود كه : خبر داد ما را رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم كه بعد از او دوازده خليفه و امام خواهند بود ، يازده كس ايشان از فرزندان على و فاطمه باشند ، و همهء ايشان به تيغ يا به زهر شهيد شوند . پس طشت را از نزد آن حضرت برداشتند ، حضرت گريست ، من گفتم : يا بن رسول اللّه ! مرا موعظه كن . قال : نعم ، استعدّ لسفرك ، و حصّل زادك قبل حلول اجلك . فرمود كه : مهيّاى سفر آخرت شو و توشهء آن سفر را پيش از رسيدن اجل تحصيل نما ، و بدان كه تو طلب دنيا مىكنى و مرگ تو را طلب مىكند ، و بار مكن اندوه روزى را كه هنوز نيامده است بر روزى كه در آن هستى ، و بدان كه هر چه از مال تحصيل نمايى زياده از قوت خود در آن بهره نخواهى داشت ، و خزينه دار ديگرى خواهى بود . و بدان كه در حلال دنيا حساب است و در حرام دنيا عقاب ، و مرتكب شبهه‌هاى آن شدن موجب عتاب است ، پس دنيا را نزد خود به منزلهء مردار فرض كن و از آن مگير مگر به قدر آنچه تو را كافى باشد كه اگر حلال باشد زهد در آن ورزيده باشى و اگر حرام باشد در آن وزر و گناهى نداشته باشى ، زيرا كه آنچه گرفته باشى بر تو حلال باشد چنانچه ميته حلال مىشود در حال ضرورت ، و اگر عتابى باشد عتاب كمتر باشد . و از براى دنياى خود چنان كار كن كه گويا هميشه خواهى بود . « 1 » و براى آخرت خود چنان كار كن كه گويا فردا خواهى مرد . و اگر خواهى كه عزيز باشى بىقوم و قبيله ، و مهابت داشته باشى بىسلطنت و حكمى ، پس بيرون رو از مذلّت معصيت خدا به سوى عزّت اطاعت خدا . و از اين نوع مواعظ و سخنان اعجاز نشان فرمود تا آن كه نفس مقدّسش منقطع
هامش
( 1 ) شايد مراد آن باشد كه در امور دنياى خود مسامحه كن و مساهله نما و بگو كه وقت آن بسيار است اگر امروز نشد فردا اين ماه نشد ماه ديگر و هكذا . پس حرص و عجله لازم نيست . مؤلّف رحمه اللّه .