تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
نيز چند حديثى مناسب با اين مقام ذكر مىشود . و از حليهء ابو نعيم نقل شده كه حضرت حسن عليه السّلام مىآمد بر پشت و گردن حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم سوار مىشد گاهى كه آن حضرت در سجده بود . و حضرت او را به رفق و هموارى از دوش خود مىگرفت . گاهى مردم بعد از فراغ از نماز عرض كردند : يا رسول اللّه ، شما نسبت به اين كودك به طورى مهربانى مىكنيد كه با احدى چنين نمىكنيد ! فرمود : اين كودك ريحانهء من است . و همانا اين پسر من سيّد و بزرگوار است و اميد مىرود كه حقّ تعالى به بركت او اصلاح كند بين دو گروه از مسلمانان . « 1 » شيخ صدوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : پدرم از پدر خود خبر داد كه حضرت امام حسن عليه السّلام در زمان خود از همه مردمان عبادت و زهدش بيشتر بود و افضل مردم بود . و هرگاه سفر حجّ مىكرد ، پياده مىرفت . و گاهى با پاى برهنه راه مىپيمود . و هرگاه ياد مىكرد مرگ و قبر و بعث و نشور و گذشتن بر صراط را گريه مىكرد . و چون ياد مىكرد عرض اعمال را بر حقّ تعالى ، نعره مىكشيد و مدهوش مىگشت . و چون به نماز مىايستاد ، بندهاى بدنش مىلرزيد به جهت آن كه خود را در مقابل پروردگار خويش مىديد ، و چون ياد مىكرد بهشت و دوزخ را اضطراب مىنمود مانند اضطراب كسى كه او را مار يا عقرب گزيده باشد ، و از خدا مسألت مىكرد بهشت را و استعاذه مىكرد از آتش جهنّم . و هرگاه در قرآن تلاوت مىكرد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » *
مىگفت : لبيك اللّهمّ لبّيك . و در هيچ حالى كسى او را ملاقات نكرد مگر آن كه مىديد كه مشغول به ذكر خداوند است . و زبانش از تمام مردم راستگوتر بود و بيانش از همه كس فصيح‌تر بود ، الخ . « 2 »
هامش
( 1 ) حلية الاولياء ، ج 2 ، ص 35 و ذيل آن در اين منابع : مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 175 ؛ صحيح بخارى ، ج 5 ، ص 32 ؛ مصنف عبد الرزاق ، ج 11 ، ص 452 ؛ مجمع كبير طبرانى ، ج 2 ، ص 22 / 2591 . ( 2 ) بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 331 ، ح 1 به نقل از امالى صدوق ، ص 150 ، ش 33 ، ح 8 ؛ جلاء العيون ، ص 403 ؛ العوالم ، ص 132 .