شد كه خود را به او برساند و از او عذر خواهد . ديد كه اشتر به مسجدى درآمده به نماز مشغول است صبر كرد تا چون اشتر از نماز فارغ شد سلام داد و خود را بر پاى او انداخت و پاى او را بوسيدن گرفت . اشتر ملتفت شده سر او را بر گرفت اين چه كارى است كه مىكنى ؟
گفت : عذر گناهى كه از من صادر شد از تو مىخواهم كه تو را نشناخته بودم .
اشتر گفت : بر تو هيچ گناهى نيست به خدا سوگند كه من به مسجد جهت آن آمده بودم كه از براى تو استغفار كنم و طلب آمرزش نمايم . انتهى . « 1 »
مؤلّف گويد : ملاحظه كن كه چگونه اين مرد از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كسب اخلاق كرده با آن كه از امراء لشكر آن حضرت است و شجاع و شديد الشّوكة است ، و شجاعتش به مرتبهاى است كه ابن ابى الحديد گفته كه : اگر كسى قسم بخورد كه در عرب و عجم شجاعتر از اشتر نيست مگر استادش امير المؤمنين عليه السّلام گمان مىكنم كه قسمش راست باشد ، چه بگويم در حقّ كسى كه حيات او منهزم كرد اهل شام را ، و ممات او منهزم كرد اهل عراق را ، و امير المؤمنين عليه السّلام در حقّ او فرموده كه : اشتر براى من چنان بود كه من براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم بودم ، و به اصحاب خود فرمود كه : كاش در ميان شما مثل او دو نفر بلكه كاش يك نفر داشتم مثل او . و شدّت شوكتش بر دشمن از تأمّل در اين اشعار كه از آن بزرگوار است معلوم مىشود :
بقيّت و فرى « 2 » و انحرفت عن العلى * و لقيت اضيافى بوجه عبوس
ان لم اشنّ على ابن هند غارة * لم تخل يوما من نهاب « 3 » نفوس
خيلا كامثال السّعالى « 4 » شزّبا « 5 » * تغدو ببيض فى الكريهة شوس
هامش
( 1 ) مجموعه ورّام ، ج 1 ، ص 2 . ( 2 ) وفر يعنى توانگرى . ( م ) ( 3 ) جمع نهب ، غارت و هر چه به غارت آورده شود . ( م ) ( 4 ) يعنى غولها . ( م ) ( 5 ) شزّبا يعنى لاغرى و باريك و پژمرده . ( م )