نقل است كه چون اين خبر گوشزد معاويه گشت پيغام داد بر دهقان عريش كه اشتر را مسموم كن تا من خراج بيست سال از تو نگيرم .
چون اشتر به عريش رسيد دهقان آنجا پرسيد كه از طعام و شراب چه چيز محبوبتر است نزد اشتر ؟ گفتند : عسل را بسى دوست مىدارد . پس آن مرد دهقان مقدارى عسل مسموم براى اشتر هديه آورد و برخى از اوصاف و فوائد آن عسل بيان كرد اشتر شربتى از آن عسل زهرآلود ميل كرد ، هنوز عسل در جوفش مستقر نشده بود كه از دنيا رحلت فرمود .
و بعضى گفتهاند كه شهادتش در قلزم واقع شد و نافع غلام عثمان او را مسموم نمود ، و چون خبر شهادت اشتر به معاويه رسيد چندان خوشحال شد كه در پوست خود نمىگنجيد و دنياى وسيع از خوشحالى بر او تنگ گرديد و گفت : همانا از براى خداوند جندى است از عسل .
و چون خبر شهادت اشتر به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام رسيد به موت او بسى متأسف گشت و زياده اندوهناك و گرفته خاطر گرديد و بر منبر رفت و فرمود :
انّا للّه و انّا اليه راجعون و الحمد للّه ربّ العالمين . اللهمّ انّى احتسبه عندك ، فانّ موته من مصائب الدّهر . رحم اللّه مالكا فلقد او فى به عهده ، و قضى نحبه ، و لقى ربّه مع انّا قد وطّنّا انفسنا على ان نصبر على كلّ مصيبة بعد مصابنا برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم فانّها من اعظم المصيبات . « 1 »
پس از منبر به زير آمد و به خانه رفت ، مشايخ نخع به خدمت آن حضرت آمدند و آن حضرت بر مرگ اشتر متأسف و متلهّف بود .
ثمّ قال : و للّه درّ مالك و ما مالك ! لو كان من جبل لكان فندا ، و لو كان من حجر لكان صلدا ، اما و اللّه ليهدّنّ موتك عالما ، و ليفرحنّ عالما على مثل مالك فلتبك البواكى ، و هل مرجوّ كمالك ؟ و هل موجود كمالك ؟ و هل قامت النّساء عن مثل مالك ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) الاختصاص ، ص 82 - 79 .
( 2 ) نهج البلاغه ( فيض الاسلام ) ص 1292 ، حكمت ش 435 ( با اندك تفاوت ) ؛ بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 658 - 657 به نقل از تحفة الاحباب ، ص 427 .