نجف و كوفه معروف است .
بيست و دوم - مالك بن الحارث الاشتر النّخعى ، « 1 »
سيف اللّه المسلول على اعدائه - قدّس اللّه روحه - جليل القدر و عظيم المنزلة است ، و اختصاص او به امير المؤمنين عليه السّلام اظهر از آن است كه ذكر شود و كافى است در اين مقام همان فرمايش امير المؤمنين عليه السّلام كه مالك از براى من چنان بود كه من براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم بودم . در سال سى و هشتم هجرى امير المؤمنين عليه السّلام او را حكومت مصر داد ، و پيش از آن كه به مصر رود ، آن حضرت براى اهل مصر كاغذى نوشت كه از جملهء فقراتش اين است :
امّا بعد : فقد بعثت اليكم عبدا من عباد اللّه ، لا ينام ايّام الخوف ، و لا ينكل عن الأعداء ساعات الرّوع ، اشدّ على الفجّار من حريق النّار ، و هو مالك ابن الحارث اخو مذحج ، فاسمعوا قوله و اطيعوا امره فيما طابق الحقّ ، فانّه سيف من سيوف اللّه . « 2 »
و عهدنامهاى كه حضرت براى اشتر نوشته اطول عهدى است از عهدنامههاى آن حضرت و مشتمل است بر لطائف و محاسن بسيار و پند و حكمت بىشمار كه مر سلاطين جهان را در هر امارت و ايالت ، قانونى باشد كه بدان قانون دفع خراج و زكات شود ، و هيچ ظلم و ستم بر برندگان و رعيتها نشود ، و آن عهدنامه معروف و ترجمهها از آن شده . « 3 »
و چون امير المؤمنين عليه السّلام آن عهدنامه را براى آن نوشت امر فرمود تا بسيج راه كند ، اشتر با جمعى از لشكر به جانب مصر حركت فرمود .
هامش
( 1 ) دربارهء مالك بن الحارث الاشتر النّخعى به اين منابع نيز مىتوان مراجعه كرد : معجم رجال الحديث ، ج 13 ، ص 161 ؛ رجال كشى ، ص 65 ؛ تنقيح ، ج 2 ، ص 346 ؛ جامع الرواة ، ج 2 ، ص 37 ؛ مجالس ، ج 1 ، ص 298 .
( 2 ) نهج البلاغه ( فيض الاسلام ) ، ج 2 ، ص 951 نامه ش 38 .
( 3 ) از باب نمونه نك : فهرست منزوى ، 1573 ، 1574 ؛ فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه ، 2 / 18 و 19 ، و 9 / 1214 ؛ فهرست كتابخانهء ملى ، 2 / 8 ، و 209 و 6 / 399 و الذّريعة ، ج 4 ، ص 118 و ج 14 ، ص 113 و . . .