تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
قومى چيزى را عاريه بدهد و ايشان به آن عاريه تمتّع برند و چون عاريه را صاحبش پس گرفت آن قوم شروع كنند به گريستن حال ايشان چگونه است ؟ گفت : ايشان مجانين مىباشند . گفت : پس ملاحظه كن ما مجانين نباشيم پسرت وفات كرد ، و آن عاريه بود خدا گرفت ، پس صبر كن و تسليم باش از براى خدا و او را دفن كن . ابو طلحه اين مطلب را براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم نقل كرد ، آن جناب از امر آن زن تعجّب كرد و دعا كرد براى او و گفت : اللّهمّ بارك لهما فى ليلتهما . و از آن شب آبستن شد به عبد اللّه ، و چون عبد اللّه متولّد شد او را در خرقه پيچيد و به انس داد كه خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم برد ، آن جناب كام عبد اللّه را برداشت و در حقّ او دعا فرمود لا جرم عبد اللّه از افضل ابناء انصار گشت . « 1 »

دوازدهم - عبد اللّه بديل بن ورقاء الخزاعى ، « 2 »

قاضى نور اللّه گفت كه : در كتاب استيعاب مذكور است كه عبد اللّه با پدر خود پيش از فتح مكّه مسلمان شدند ، و او بزرگ خزاعه بود ، خزاعه عيبه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم يعنى موضع سرّ آن حضرت بودند . عبد اللّه در غزاى حنين و طائف و تبوك حاضر بود . و او را قدر بزرگى تمام بود و در حرب صفّين با برادرش عبد الرحمن شهيد شده و در آن روز امير پيادگان لشكر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بود و از اكابر اصحاب او بود . و از شعبى روايت كرده كه عبد اللّه بن بديل در حرب صفّين دو زره پوشيده بود و
هامش
( 1 ) خلاصه ، ص 104 ، ش 6 . ( 2 ) براى اطلاع بيشتر نك : تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 164 ، ش 6719 ؛ تحفة الاحباب ، ص 254 - 255 ؛ الاصابة ، 4577 ؛ اسد الغابة ، ت 2834 ؛ تهذيب الكمال ، ج 2 ، ص 667 ؛ الطبقات الكبرى ، 47 ، ص 294 ؛ الكاشف ، ج 2 ، ص 74 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 485 | الشيخ عباس القمي