تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
خليلان مختلف شأننا * اريد العلاء و يهوى السّمن احبّ دماء بنى مالك * وراق المعلّى بياض اللّبن « 1 »
و هم زمخشرى اين شعر را از او روايت كرده :
أ مفنّدي فى حب آل محمّد * حجر بفيك فدع ملامك أو زد من لم يكن بحبالهم مستمسكا * فليعترف بولادة لم ترشد

يازدهم - عبد اللّه بن ابى طلحة . « 2 »

از نيكان اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام است ، و او همان است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم دعا كرده براى او در وقت حامله شدن مادر او به او . بدان كه مادر او همان مادر انس بن مالك است ، و او افضل زنهاى انصار بوده ، و چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه تشريف آورد هر كسى براى آن جناب هديّه آورد . مادر انس دست انس را گرفت به خدمت آن حضرت برد و گفت : يا رسول اللّه ! من چيزى نداشتم هديّه به خدمت شما آورم جز اين پسرم ، پس او در خدمت شما باشد و خدمت بكند ، پس انس خادم آن حضرت شد . و مادر انس را بعد از مالك پدر انس ، ابو طلحه مالك شد و ابو طلحه از اخيار انصار بود ، شبها قائم و روزها صائم بود ، و ملكى داشت روزها در آن عمل مىكرد ، و حق تعالى از مادر انس به او فرزندى داده بود آن پسر ناخوش شد ابو طلحه شبها كه به خانه مىآمد احوال او را مىپرسيد ، و به او نظر مىكرد تا آن كه در يكى از روزها وفات كرد ، ابو طلحه شب كه به خانه آمد احوال بچه را پرسيد ، مادرش گفت : امشب بچه ساكن و راحت شده ، ابو طلحه خوش‌حال شد پس آن شب را با مادر بچه مقاربت نمود همين كه صبح شد مادر طفل به ابو طلحه گفت كه : اگر يكى از همسايگان به
هامش
( 1 ) مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 325 . ( 2 ) براى دريافت اطلاع بيشتر نك : معجم رجال الحديث ، ج 10 ، ص 191 ؛ مجمع الرجال ، ج 3 ، ص 259 ؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 164 ؛ نقد الرجال ، ص 201 ؛ جامع الرواة ، ج 1 ، ص 467 ؛ تحفة الاحباب ، ص 254 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 484 | الشيخ عباس القمي