تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
دو شمشير داشت و اهل شام را به شمشير مىزد و مىگفت :
لم يبق الّا النّصر « 1 » و التّوكّل * ثمّ التّمشّى فى الرّعيل الاوّل مشّى الجمال فى حياض المنهل * و اللّه يقضى ما يشاء و يفعل
و هم چنان شمشير مىزد و مبارز مىانداخت تا به معاويه رسيد ، و او را از جاى خود برداشت و اصحاب او را كه در حوالى او بودند متفرّق ساخت . بعد از آن اصحاب او اتّفاق نموده او را سنگ باران كردند و تير و شمشير در او ريختند تا شهيد شد . پس معاويه و عبد اللّه بن عامر كه با هم ايستاده بودند بر سر كشتهء او آمدند و عبد اللّه عامر عمامهء خود را فى الحال بر روى او پوشيده و رحمت بر او كرد و معاويه به قصد آن كه گوش و بينى او را ببرد فرمود كه : روى او را باز كنند ، عبد اللّه قسم ياد كرد كه تا جان در بدن من باشد نخواهم گذاشت كه به او تعرّضى رسانيد ، معاويه گفت : روى او را باز كنيد كه ما او را به عبد اللّه عامر بخشيديم . چون عمامه از روى او برداشتند و معاويه را نظر بر يال و كوپال او افتاد گفت : به خدا سوگند كه اين قوچ قوم خود بود ، خدايا مرا ظفر ده بر اشتر ، و اشعث بن قيس كه مانند اين مرد در ميان لشكر على نيست مگر آن دو مرد بعد از آن معاويه گفت : محبّت قبيلهء خزاعه با على به مرتبه‌اى است كه اگر زنان ايشان توانستندى كه با دشمن او جنگ كنند تقصير نكردندى تا به مردان چه رسد انتهى . « 2 » فقير گويد كه : منتهى مىشود به عبد اللّه بن بديل نسب شيخ امام سعيد ، قدوة المفسّرين ، ترجمان كلام اللّه مجيد ، جناب حسين بن على بن محمّد بن احمد الخزاعى ، مشهور به شيخ ابو الفتوح رازى ، « 3 » صاحب روض الجنان در تفسير قرآن . و جدّ او محمّد بن احمد و جدّ جدّش احمد و عموى پدرش عبد الرحمن بن
هامش
( 1 ) در الاستيعاب : الصّبر . ( 2 ) مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 255 - 256 ؛ الاستيعاب ، ج 3 ، ص 9 و 10 . ( 3 ) براى اطلاع بيشتر نك : روضات الجنات ، ج 2 ، ص 314 ؛ اعيان الشيعة ، ج 6 ، ص 124 ؛ امل الآمل ، ج 2 ، ص 99 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 486 | الشيخ عباس القمي