تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
و روايت شده كه معاويه وارد شد بر عايشه ، عايشه با وى گفت كه : چه واداشت تو را بر كشتن اهل عذراء حجر و اصحابش ؟ گفت : اى امّ المؤمنين ! ديدم در قتل ايشان صلاح امّت است و در بقاء ايشان فساد امّت است ، لاجرم ايشان را كشتم . عايشه گفت : شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم كه فرمود : كشته خواهد شد بعد از من به عذراء كسانى كه غضب خواهد كرد حقّ تعالى براى ايشان و اهل آسمان ! و نقل شده كه ربيع بن زياد الحارثى كه از جانب معاويه عامل خراسان بود ، چون خبر شهادت حجر را بشنيد خداى را بخواند و گفت : اى خدا ! اگر ربيع را در نزد تو قرب و منزلتى است ، جان او را معجّلا قبض كن . هنوز اين سخن در دهان داشت كه وفات نمود . « 1 »

پنجم - رشيد هجرى « 2 »

( به ضمّ راء و فتح شين ) از متمسّكين به حبل اللّه المتين ، و از مخصوصين اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام بوده . علامهء مجلسى رحمه اللّه در جلاء فرموده : شيخ كشى به سند معتبر روايت كرده است كه روزى ميثم تمّار كه از بزرگان اصحاب حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و صاحب اسرار آن حضرت بود ، بر مجلس بنى اسد مىگذشت ، ناگاه حبيب بن مظاهر كه يكى از شهدا كربلا است به او رسيد . ايستادند و با يكديگر سخنان بسيار گفتند ، حبيب بن مظاهر گفت كه : گويا مىبينم مرد پيرى كه پيش سر او مو نداشته باشد ، و شكم فربهى داشته باشد و خربزه و خرما فرو شد ، او را بگيرند و براى محبّت اهل بيت رسالت بردار كشند ، و بر دار شكمش را بدرند ( و غرض او ميثم بود . ) ميثم گفت : من نيز مردى را مىشناسم سرخ رو كه دو گيسو داشته باشد ، و براى
هامش
( 1 ) تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 256 . ( 2 ) براى اطلاع بيشتر نك : قاموس الرجال ، ج 4 ، ص 127 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 7 ، ص 109 ؛ مجمع الرجال ، ج 3 ، ص 15 ؛ رجال شيخ طوسى ، ص 41 ، رجال كشى ، ص 75 و اعلام هجر .