بهشت رساند .
مخفى نماند كه « خميس » لشكر را مىگويند بنابر آنكه مركّب از پنج فرقه است كه آن مقدّمه ، و قلب ، و ميمنه ، و ميسره ، و ساقه باشد ، پس آن كه مىگويند كه فلان صاحب امير المؤمنين عليه السّلام از شرطة الخميس است اين معنى دارد كه از جملهء لشكريان اوست كه ميان ايشان و آن حضرت شرط مذكور منعقد شده . « 1 »
و چنين روايت كردهاند كه جمعى كه با آن حضرت آن شرط نمودهاند شش هزار مرد بودهاند ، و در روز حرب جمل به عبد اللّه بن يحيى حضر مىگفتند كه بشارت باد تو را اى پسر يحيى كه تو و پدر تو به تحقيق از جملهء شرطه الخميسايد و حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم مرا از نام تو و پدر تو خبر داده و خداى تعالى شما را به زبان مبارك پيغمبر خود شرطة الخميس نام نهاده . « 2 »
و در كتاب ميزان ذهبى - كه از اهل سنت است - مسطور است كه : علماء رجال اهل سنّت اصبغ را شيعه مىدانند ، و بنابراين حديث او را متروك مىدانند و از ابن حيّان نقل كرده كه اصبغ مردى بود كه به محبّت على بن ابى طالب عليه السّلام مفتون شده بود و طامّات از او سر مىزد ، بنابراين حديث او را ترك كردهاند « 3 » انتهى .
و بالجمله ، اصبغ حديث عهد اشتر و وصيّت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به پسرش محمّد [ را ] روايت كرده . و كلمات او با حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بعد از ضربت زدن ابن ملجم ملعون بر آن حضرت ، در ذكر شهادت آن حضرت گذشت .
دوّم - اويس قرنى « 4 »
سهيل يمن ، و آفتاب قرن ،
از خيار تابعين ، و از حواريّين
هامش
( 1 ) و نيز نك : سماء المقال ، ج 2 ، ص 245 ؛ مجمع البحرين ، ج 1 ، ص 702 ( خمس ) ؛ مصباح المنير ، ج 1 ، ص 309 ، مادهء « شرط » .
( 2 ) رجال كشى ، ج 1 ، ص 24 ؛ بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 152 به نقل از كشى ؛ سماء المقال ، ج 2 ، ص 246 - 247 .
( 3 ) ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 271 .
( 4 ) دربارهء اويس نك ايضا : اعيان الشيعة ، ج 3 ، ص 512 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 3 ، ص 244 ؛ مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 279 ؛ قاموس الرجال ، ج 2 ، ص 130 ؛ رجال شيخ طوسى ، ص 35 ؛ مجمع الرجال ، ج 1 ، ص 241 .