تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
كيست كه در اين خانه مىنگرم ؟ گفتند : شتربانى كه اويس نام داشت در اين سراى آمد و بازشتافت ، فرمود : در خانهء ما اين نور را به هديه گذاشت و برفت . و از كتاب تذكرة الأولياء نقل است كه خرقهء رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلم را بر حسب فرمان امير المؤمنين علىّ عليه السّلام و عمر در ايّام خلافت عمر به اويس آوردند و او را تشريف كردند ، عمر نگريست كه اويس از جامه عريان است الّا آن كه گليم شترى بر خود ساتر ساخته ، عمر او را بستود و اظهار زهد كرد و گفت : كيست كه اين خلافت را از من به يك قرص نان خريدارى كند ؟ اويس گفت : آن كس را كه عقل باشد ، بدين بيع و شرى سر در نياورد ، و اگر تو راست مىگويى بگذار و برو تا هر كه خواهد بر گيرد . « 1 » گفت : مرا دعا كن . اويس گفت : من از پس هر نماز مؤمنين و مؤمنات را دعا گويم اگر تو با ايمان باشى دعاى من تو را دريابد و الّا من دعاى خويش ضايع نكنم . گويند : اويس بعضى از شبها را مىگفت : امشب شب ركوع است ، و به يك ركوع شب را به صبح مىآورد ، و شبى را مىگفت : امشب شب سجود است ، و به يك سجود شب را به نهايت مىكرد . گفتند : اى اويس اين چه زحمت است كه بر خود مىبينى ؟ گفت : كاش از ازل تا ابد يك شب بودى و من به يك سجده بپاى بردمى .

سيّم - حارث « 2 »

بن عبد اللّه الأعور الهمدانى « 3 » ( به سكون ميم ) از اصحاب
هامش
( 1 ) تذكرة الاولياء ، ص 21 - 22 . ( 2 ) دربارهء حارث اعور نك ايضا : مجمع الرجال ، ج 2 ، ص 70 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 4 ، ص 196 ؛ قاموس الرجال ، ج 3 ، ص 27 ؛ نقد الرجال ، ص 78 ؛ مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 308 ؛ اعيان الشيعة ، ج 4 ، ص 365 ؛ تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 245 . ( 3 ) بدان كه هرگاه در ميان اصحاب حضرت امير المؤمنين عليه السّلام تا اصحاب حضرت صادق عليه السّلام همدانى پيدا شد تمامش به سكون ميم است و منسوب به همدان كه قبيلهء بزرگى است از يمن كه شيعه و دوست امير المؤمنين عليه السّلام مىباشند . و حضرت در شأن ايشان فرموده :و لو كنت بوابا على باب جنّة * لقلت لهمدان ادخلوا بسلامو امّا بعد از حضرت صادق عليه السّلام هرگاه همدانى ديده شده محتمل است كه به فتح ميم باشد ، منسوب به همدان و آن شهرى است كه بنا كرده آن را همدان بن فلوح بن سام بن نوح عليه السّلام . دور آن شهر است كوه الوند كه از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه در آن كوه چشمه‌اى است از چشمه‌هاى بهشت . صاحب عجائب المخلوقات نقل كرده آن حديث را از حضرت صادق عليه السّلام . آن وقت گفته كه اهل همدان مىگويند : اين چشمه همان آبى است كه در قلّهء كوه است و آن آبى است بسيار سرد و سبك و گوارا به نحوى كه شارب آن احسان ثقل آن نمىكند و آن شفاء مريضان است ، و پيوسته مىآيند به سوى او از اطراف . مؤلف رحمه اللّه .