على نقى عليه السّلام او را در حجاز گذاشت در حالى كه طفل بود . چون بزرگ شد و قوّت گرفت به سامره آمد و كان مع اخيه الامام ابى محمّد عليه السّلام لا يفارقه .
در خدمت برادرش امام حسن عسكرى عليه السّلام بود و ملازمت او را اختيار كرده و از آن حضرت جدا نمىگشت . و كان ابو محمّد عليه السّلام يأنس به و ينقبض من اخيه جعفر . و حضرت امام حسن عليه السّلام به او انس مىگرفت و از برادرش جعفر گرفته مىشد . « 1 »
امّا يحيى الصّالح بن عبد اللّه بن محمّد الأطرف ، مكنّى است به ابو الحسين .
رشيد او را حبس كرد ، پس از آن او را به قتل رسانيد .
و عقب او از دو تن است ؛ يكى ابو على محمّد صوفى و ديگر ابو على صاحب حبس مأمون . و ايشان را اعقاب بسيار است .
و اولاد حسن است « بنو مراقد » كه جملهء از ايشان در نيل و حلّه ساكن بودند و از نقباء بودند .
و از اولاد محمّد صوفى است شيخ ابو الحسن على بن ابى الغنائم محمّد بن على بن محمّد بن محمّد ملقطة بن على الضّرير بن محمّد الصّوفى كه منتهى شده به او علم نسب در زمانش ، و قول او حجّت شده ، و شيوخى از بزرگان و اجلّاء را ملاقات كرده ، و تصنيف كرده كتاب مبسوط و مجدى و شافى و مشجّر را . و ساكن در بصره بود ، پس از آن منتقل شد به موصل در سنه چهار صد و بيست و سه ، و در آنجا زن گرفت و اولاد آورد و پدرش ابو الغنائم نيز نسّابه است .
روايت مىكند سيّد نسابه جليل فخار بن معدّ موسوى از سيّد جلال الدّين عبد الحميد بن عبد اللّه تقىّ حسينى از ابن كلثون عبّاس نسّابه از جعفر بن ابى هاشم بن على از جدّش ابى الحسن عمرى مذكور . و نيز روايت مىكند سيّد جلال الدّين عبد الحميد بن تقىّ از شريف ابو تمام محمّد بن هبة اللّه بن عبد السّميع هاشمى از ابو عبد اللّه جعفر بن ابى هاشم از جدّش ابو الحسن عمرى مذكور .
هامش
( 1 ) المجدى ، ص 131 .