تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
يعنى : آن شيرى كه چنگالهاى خود را هنگام حرب بر زمين گسترده مىداشت وداع جهان گفت . پس اين شعر را تذكره كرد :
قل للارانب ترعى أينما سرحت * و للظّباء بلا خوف و لا و جل « 1 »
شيخ كلينى و ابن بابويه رحمة اللّه و ديگران به سندهاى معتبر روايت كرده‌اند كه : در روز شهادت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام صداى شيون از مردم بلند شد ، دهشتى عظيم در مردم افتاد ، مانند روزى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم از جهان برفت و در آن حال پير مردى اشك‌ريزان و شتاب كنان بيامد ، مىگريست و مىگفت : انّا للّه و انّا إليه راجعون امروز خلافت نبوّت انقطاع يافت . پس بيامد و بر در خانهء امير المؤمنين عليه السّلام بايستاد و بسيار از مناقب حضرت امير المؤمنين عليه السّلام تذكره كرد و مردمان ساكت بودند و مىگريستند چون سخن را به پاى آورد از نظر ناپديد شد . مردمان هر چه او را طلب كردند او را نيافتند . « 2 » مؤلّف گويد كه : آن پير مرد حضرت خضر عليه السّلام بود و كلمات او را كه به منزلهء زيارت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است ، و در روز شهادت آن حضرت اين احقر در كتاب هديّه در باب زيارات آن حضرت ذكر كردم و اين مختصر را گنجايش نقل آن نيست . * * *
هامش
( 1 ) همان ، ص 315 . ( 2 ) بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 303 و 305 به نقل از كمال الدين ، ج 2 ، ص 387 و الكافى ، ج 1 ، ص 378 .