بزرگوار ! پشت ما را شكستى گريه را از جهت تو آموختهام .
و محمّد بن حنفيّه گفته : به خدا سوگند كه من مىديدم كه جنازهء آن حضرت بر هر ديوار و عمارت و درختى كه مىگذشت ، « 1 » آنها خم مىشدند و خشوع مىكردند نزد جنازهء آن حضرت .
و موافق روايت امالى شيخ طوسى چون جنازهء آن حضرت گذشت به قائم غرّى و آن در قديم بنايى بود گويا شبيه به ميل كه آن را علم نيز مىناميدند ، پس به جهت تعظيم و احترام آن نعش مطهّر كج و منحنى شد چنانچه سرير ابرهه در وقت داخل شدن عبد المطّلب بر ابرهه به جهت تعظيم آن جناب منحنى و كج شد و الحال به جاى آن قائم مسجدى است كه آن را مسجد « حنّانه » مىنامند و در شرق نجف به فاصله سه هزار ذرع تقريبا واقع است .
و بالجمله چون جنازه به موضع قبر آن حضرت رسيد ، فرود آمد ، پس جنازه را بر زمين نهادند و امام حسن عليه السّلام به جماعت بر آن حضرت نماز كرد و هفت تكبير گفت .
و بعد از نماز جنازه را برداشتند و آن موضع را حفر كردند . ناگاه قبر ساخته و لحد پرداخته ظاهر شد و تختهاى در زير قبر فرش كرده بود كه بر آن لوح به خطّ سريانى دو سطر نقش بود كه اين كلمات ترجمهء آن است :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، هذا ما حفره نوح النّبىّ لعلىّ وصىّ محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم قبل الطّوفان بسبع مائة عام .
و به روايتى نوشته بود كه : اين آن چيزى است كه ذخيره كرده است نوح پيغمبر براى بندهء شايستهء طاهر و مطهّر .
و چون خواستند آن حضرت را داخل قبر نمايند ، صداى هاتفى شنيدند كه مىگفت : فرو بريد او را به سوى تربت طاهر و مطهّر كه حبيب به سوى حبيب خود
هامش
( 1 ) جلاء العيون ، ص 363 .