مشتاق گرديده است . « 1 »
و نيز صداى منادى شنيده شد كه گفت : حقّ تعالى شما را صبر نيكو كرامت فرمايد در مصيبت سيّد شما و حجّت خدا بر خلق خويش .
و از امام محمّد باقر عليه السّلام منقول است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را پيش از طلوع صبح در ناحيهء غريّين دفن كردند ، و در قبر آن حضرت ، امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و محمد حنفيّه و عبد اللّه بن جعفر داخل شدند . « 2 »
و بالجمله پس از آن كه قبر را پوشيده داشتند ، يك خشت از بالاى سر آن حضرت برداشتند و در قبر نظر كردند كسى را در قبر نديدند ، ناگاه صداى هاتفى را شنيدند كه گفت : امير المؤمنين بندهء شايستهء خدا بود حقّ تعالى او را به پيغمبر خود ملحق گردانيد و چنين كند خداوند با اوصياء پس از انبياء حتّى آن كه اگر پيغمبرى در مشرق بميرد و وصى او در مغرب رحلت نمايد ، خدا آن وصى را با پيغمبر ملحق خواهد ساخت .
صاحب كتاب مشارق الأنوار از امام حسن عليه السّلام حديث كرده كه : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام با حسنين عليهما السّلام فرمود كه : چون مرا به قبر گذارديد ، پيش از آن كه خاك بر قبر بريزيد دو ركعت نماز به جا آوريد ، و بعد از آن در قبر نظر نماييد ، پس چون آن حضرت را داخل قبر نمودند و دو ركعت نماز گزاردند و در قبر نگريستند ديدند كه پردهاى از سندس بر روى قبر گسترده است ، امام حسن عليه السّلام از فراز سر آن پرده را به يك سوى كرد و در قبر نگاه كرد ديد كه رسول خدا و آدم صفىّ و ابراهيم خليل عليهم السّلام با آن حضرت سخن مىگويند ، و امام حسين عليه السّلام از جانب پاى آن حضرت پرده را بر گرفت ديد كه حضرت فاطمه عليها السّلام و حوّا و مريم و آسيه بر آن حضرت نوحه مىكنند .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 293 - 295 .
( 2 ) فرحة الغريّ ، ص 80 ؛ جلاء العيون ، ص 360 ؛ بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 220 ؛ الارشاد ، ج 1 ، ص 25 ؛ اعلام الورى ، ص 202 .