تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
و چون اين كلمات را به پاى برد فرمان كرد تا ابن ملجم را حاضر كردند ، فرمود : چه چيز تو را بر اين داشت كه امير المؤمنين عليه السّلام را شهيد ساختى و ثلمهء بدين شگرفى در دين انداختى ؟ گفت : من با خدا عهد كردم و بر ذمّت نهادم كه پدر تو را به قتل رسانم و لا جرم وفا به عهد خويش نمودم ، اكنون اگر مىخواهى مرا امان ده تا به جانب شام روم و معاويه را به قتل رسانم و تو را از شر او آسوده كنم ، و باز به نزد تو برگردم ، آن‌گاه اگر خواهى مرا مىكشى و اگر خواهى مىبخشى ، امام حسن عليه السّلام فرمود : هيهات به خدا قسم كه آب سرد نياشامى تا روح تو به آتش دوزخ ملحق گردد . و موافق روايت فرحة الغريّ ابن ملجم گفت : مرا سرّى است كه مىخواهم در گوش تو گويم . حضرت اباء نمود و فرمود كه : اراده كرده از شدّت عداوت گوش مرا به دندان بركند . گفت : به خدا قسم اگر مرا رخصت مىداد كه نزديك او شوم گوش او را از بيخ مىكندم . « 1 » پس آن حضرت موافق وصيّت امير المؤمنين عليه السّلام ابن ملجم ملعون را به يك ضربت به جهنّم فرستاد . و به روايت ديگر حكم كرد كه او را گردن زدند . و امّ الهيثم دختر اسود نخعى خواستار شد تا جسدش را به او سپردند ، پس آتشى برافروخت و آن جسد پليد را در آتش بسوخت . « 2 » مؤلّف گويد كه : از اين روايت ظاهر شد كه ابن ملجم پليد را در روز بيست و يكم شهر رمضان كه روز شهادت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بوده به جهنّم فرستادند ، چنانچه به اين مضمون روايات ديگر است كه از جمله در بعضى كتب قديمه است كه چون در آن شبى كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را دفن كردند و صبح طالع شد ، جناب امّ كلثوم حضرت امام حسن عليه السّلام را سوگند داد كه مىخواهم كشندهء پدر مرا يك ساعت زنده نگذارى . پس نتيجهء اين كلمات آن باشد كه آنچه در ميان مردم معروف
هامش
( 1 ) فرحة الغرى ، ص 46 ؛ جلاء العيون ، ص 373 . ( 2 ) الارشاد مفيد ، ج 1 ، ص 22 ؛ جلاء العيون ، ص 373 - 374 ؛ فرحة الغرى ( پاورقى ) ، ص 46 ؛ اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 534 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 446 | الشيخ عباس القمي