است كه ابن ملجم در روز بيست و هفتم ماه رمضان به جهنّم پيوسته مستندى ندارد .
ابن شهر آشوب و ديگران روايت كردهاند كه : استخوانهاى پليد ابن ملجم را در گودالى انداخته بودند ، و پيوسته مردم كوفه از آن مغاك بانگ ناله و فرياد مىشنيدند . « 1 »
و حكايت اخبار آن راهب از عذاب ابن ملجم در دار دنيا به قى كردن مرغى بدن او را در چهار مرتبه و پس او را پاره پاره نمودن و بلعيدن و پيوسته اين كار را با او نمودن بر روى سنگى در ميان دريا مشهور و در كتب معتبره مسطور است . « 2 »
مورّخ امين مسعود گفته كه : چون خواستند ابن ملجم را بكشند عبد اللّه بن جعفر خواستار شد كه او را با من گذاريد تا تشفّى نفسى حاصل كنم ، پس دست و پاى او را بريد و ميخى داغ كرد تا سرخ شد و در چشمانش كرد . آن ملعون گفت :
سبحان اللّه الّذي خلق الانسان انّك لتكحل عمّك بملمول مضّ . پس مردمان ابن ملجم را مأخوذ داشتند و در بوريا پيچيدند و نفت بر او ريختند و او را آتش زدند . « 3 »
هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 387 ؛ جلاء العيون ، ص 375 .
( 2 ) الخرائج ، ج 1 ، ص 216 ؛ جلاء العيون ، ص 374 .
( 3 ) و عمران بن حطان رقاشى در مدح ابن ملجم - عليهما لعائن اللّه - گفته :يا ضربة من تقىّ ما أراد بها * الّا ليبلغ من ذى العرش رضوانا
انّى لا ذكره يوما فاحسبه * اوفى البريّة عند اللّه ميزاناقاضى ابو طيّب طاهر بن عبد اللّه شافعى * در جواب او گفته :انّى لابرئ مما انت قائله * عن ابن ملجم الملعون بهتانا
يا ضربة من شقّى ما اراد بها * الّا ليهدم للاسلام اركانا
انّى لا ذكره يوما فالعنه * دنيا ، و العن عمرانا و حطّانا
عليه ثمّ عليه الدّهر متّصلا * لعائن اللّه اسرارا و اعلانا
فأنتما من كلاب النّار * * جاء به * نصّ الشريعة برهانا و تبيانامؤلف رحمه اللّه .
نك : حياة الحيوان ، حرف همزه ؛ كتاب الاذكياء ، ابن جوزى ، ص 246 ؛ نوادر الخلفاء المسمى إعلام بما وقع للبرامكة مع بنى عباس ، ص 370 .
* - شرح مختصر المزنى از اوست . در 450 ه 1058 م درگذشته است . نك : طبقات الشافعية ، ج 3 ، ص 176 .
* * - اشاره است به اين كلام « الخوارج كلاب النار » كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم روايت شده در ابن ماجه ، مقدمه ، ص 12 ؛ صحيح الجامع ، رقم 3347 .