بر من فارغ شدى جنازه را از موضع خود بردار و خاك آنجا را حفر كن ، قبر كنده و لحدى ساخته و تختهء چوبى منقّر خواهى يافت كه پدرم حضرت نوح براى من ساخته ، پس مرا بر روى آن تخته بگذار ، و هفت خشت ساختهء بزرگ آنجا خواهى يافت ، آنها را بر روى من بچين ، پس اندكى صبر كن آنگاه يك خشت را بردار و به قبر نظر كن خواهى يافت كه من در قبر نيستم . « 1 » زيرا كه به جدّ تو رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم ملحق خواهم شد . چه اگر پيغمبرى را در مشرق به خاك سپرند و وصى او را در مغرب مدفون سازند البتّه حقّ تعالى روح و جسد پيغمبر را با روح و جسد وصىّ او جمع نمايد و پس از زمانى از هم جدا شوند و به قبرهاى خويش بر مىگردند ، پس آنگاه قبر مرا با خاك انباشته كن و آن موضع را از مردم پنهان كن و چون روز روشن شود ، نعشى بر ناقه حمل كن و بده به كسى كه به جانب مدينه كشد تا مردمان ندانند كه من در كجا مدفونم . « 2 »
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مروى است كه امير المؤمنين عليه السّلام امام حسن را فرمود : از براى من چهار قبر در چهار موضع حفر كن ، يكى در مسجد كوفه ، دوّم در ميان رحبه ، سيّم در نجف ، چهارم در خانهء جعدة بن هبيره تا كس در قبر من راه نبرد . « 3 »
مؤلّف گويد كه : اين اخفاء قبر براى آن بود كه مبادا ملاعين خوارج و بنى اميّه كه در نهايت دشمنى و عداوت آن حضرت بودند بر قبر مطلع شوند و اراده كنند جسد مطهر آن حضرت را از قبر بيرون آورند . « 4 » و پيوسته آن قبر مخفى بود تا زمان حضرت صادق عليه السّلام كه بعضى از اصحاب و شيعيان به توسّط زيارت كردن آن حضرت جدّ خود را و نمودن قبر را دانستند ، و در زمان رشيد بر همه ظاهر و لائح
هامش
( 1 ) فرحة الغرى ، چاپ مركز الغدير ، ص 62 ؛ بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 215 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 291 .
( 3 ) فرحة الغريّ چاپ فوق ، ص 100 ؛ بحار الأنوار ، ج 100 ، ص 250 / 44 ؛ اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 535 .
( 4 ) و نيز نك : فرحة الغريّ ، ص 54 .