نفرين كن بر ايشان ، پس گفتم : خداوندا ، بدل من ، بدان را بر ايشان مسلّط كن ، و بدل ايشان بهتر از ايشان مرا روزى گردان ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود كه : خدا دعاى تو را مستجاب كرد . بعد از سه شب تو را به نزد من خواهد آورد . اكنون سه شب گذشته است . اى حسن ، تو را وصيّت مىكنم به برادرت حسين و فرمود كه :
شماها از منيد و من از شمايم ، آنگاه رو كرد به فرزندان ديگر كه غير از فاطمه بودند ، و ايشان را وصيّت فرمود كه مخالفت حسن و حسين مكنيد پس گفت : حق تعالى شما را صبر نيكو كرامت فرمايد امشب از ميان شما مىروم و به حبيب خود محمّد مصطفى - صلوات اللّه عليه و آله - ملحق مىشوم چنانچه مرا وعده داده است . « 1 »
شيخ مفيد و شيخ طوسى از حضرت امام حسن عليه السّلام روايت كردهاند كه فرمود :
چون پدر بزرگوار مرا هنگام وفات رسيد چنين ما را وصيّت « 2 » كرد كه :
اين چيزى است كه وصيّت مىكند به آن علىّ بن ابى طالب برادر و پسر عم و مصاحب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، اوّل وصيّت من اين است كه شهادت مىدهم به وحدانيّت خدا و اين كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم بندهء خدا و رسول و برگزيدهء اوست ، و خدا او را به علم خويش اختيار كرد ، و او را پسنديد ، و گواهى مىدهم كه خدا مردگان را از گور خواهد برانگيخت ، و از اعمال مردم پرسش خواهد نمود ، و دانا است به آنچه در سينههاى مردم پنهان است .
اى فرزند من حسن ! تو را وصيّت مىكنم بدان چه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مرا وصيّت فرمود ، و تو كافى هستى از براى وصايت . چون من از دنيا بروم و امّت با تو در طريق
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 290 ؛ ناسخ ( بخش زندگانى حضرت امير عليه السّلام ، جزء سوم از جلد چهارم ، ص 294 .
( 2 ) و قال المسعودى فى مروج الذهب : ثمّ دعى الحسن و الحسين عليهما السّلام فقال لهما : أوصيكما بتقوى اللّه وحده و [ أن ] لا تبعيا الدّنيا و إن بغتكما ، و لا تأسفا على شىء منها ، قولا الحقّ و ارحما اليتيم ، و اعينا الضّعيف ، كونا للظّالم خصما و للمظلوم عونا ، و لا تأخذكما فى اللّه لومة لائم .
ثم نظر الى ابن الحنفية فقال : هل سمعت ما قلت به اخويك قال : نعم ، قال : اوصيك بمثله . الخ . مؤلف رحمة اللّه .