و امّا كيفيّت مقتل آن حضرت ،
چنان كه جماعتى از بزرگان نقل كردهاند چنين است كه : گروهى از خوارج كه از آن جمله عبد الرّحمن بن ملجم بود ، بعد از واقعهء نهروان در مكّه جمع شدند و هر روز اجتماعى مىكردند و انجمنى مىساختند و بر كشتگان نهروان مىگريستند . يك روز در طى سخن همىگفتند : على و معاويه كار اين امت را پريشان ساختند ، اگر هر دو تن را مىكشتيم اين امّت را از زحمت ايشان آسوده مىساختيم . مردى از قبيلهء اشجع سر برداشت و گفت : به خدا قسم كه عمرو بن العاص كم از ايشان نيست بلكه اصل فساد و ريشه فتنه اوست .
پس سخن بر اين نهادند كه هر سه تن را بايد كشت ، ابن ملجم لعين گفت : على را من مىكشم . حجّاج بن عبد اللّه كه معروف به برك « 1 » بود ، كشتن معاويه را به ذمّهء خويش نهاد ، و دادويه « 2 » كه معروف به عمرو بن بكر تميمى است ، قتل عمرو عاص را بر ذمّه نهاد . « 3 »
چون عهد به پاى بردند با هم قرار دادند كه بايد هر سه تن در يك شب ، بلكه در يك ساعت كشته شوند و سخن بر اين نهادند كه شب نوزدهم ماه رمضان هنگام نماز بامداد كه ايشان حاضر مسجد شوند در انجام اين امر اقدام نمايند ، پس يكديگر را وداع كرده ، برك طريق شام گرفت ، و عمرو سفر مصر كرد ، و ابن ملجم لعين به جانب كوفه روان شد ، « 4 » و هر سه تن شمشير خود را مسموم ساختند و مكنون خاطر را مكتوم داشتند و انتظار روز ميعاد مىبردند تا گاهى كه شب نوزدهم
هامش
( 1 ) مروج الذهب ، ج 2 ، ص 423 ؛ اما در الاخبار الطوال نام برك ، نزال بن عامر و نام عمرو بن بكر را عبد اللّه بن مالك صيداوى ثبت كرده است .
( 2 ) در مروج الذهب ، ج 2 ، ص 423 زادويه .
( 3 ) نك : الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 137 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 29 .
( 4 ) نك : كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 195 ؛ تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 83 .