اگر چه جمع بود خاطرم به مهر على عليه السّلام * اگر به هند بميرم و گر به ملك تتار
هر آن كسى كه به مهر على بود معروف * يقين كنند از او منكر و نكير فرار
كسى كه چشم شفاعت ز مرتضى دارد * به گوش او نرسد غير مژده از غفّار
ز بهر دشمن حيدر بود بناى حجيم * به دوستان على عليه السّلام دوزخش نباشد كار
گر اتّفاق به مهر على عليه السّلام نمودندى * نمىنمود خدا خلق بهر مردم نار
چه حصر كردن فضل على عليه السّلام ميسّر نيست * سخن بس است دگر كن به عجز خود اقرار
كسى كه دم زند از فضل بىنهايت او * چه مرغكى است كه از بحر تر كند منقار
حديث فضل على عليه السّلام را تمام نتوان كرد * اگر مداد « 1 » شود ابحر و قلم اشجار
گمان مكن كه در اين گفتگو بود اغراق * چنين به ما خبر آمد از احمد مختار ص
* * *
هامش
( 1 ) اشاره است به حديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلم اگر درختان قلم شود ، و دريا مداد گردد ، و جنّيان حسابكننده ، و انس نويسنده باشند ، فضايل علىّ بن ابى طالب عليه السّلام را احصا نمىتوانند كنند . مؤلف رحمه اللّه . [ نك : بحار الأنوار ، ج 38 ، ص 197 ؛ ينابيع المودة ، الباب الاربعون ، ص 116 ] .