بود امام من آن كس كه در زمان رسول * هميشه بود امير مهاجر و انصار
نه آن خلاف شعار آن كه حضرت نبوى * نمود بر سر ايشان اسامه را سردار
بود امام من آن سرورى كه در خيبر * نبى نمود ثنايش به خوشترين گفتار
علم « 1 » چه داد به دست على عليه السّلام رسول خداى * شدند مضطرب از بيم ضربتش كفّار
شكسته گشت ز يك حملهاش عساكر كفر * ز تيغ او بنمودند همچو تير فرار
به دستيارى توفيق در ز خيبر كند * چنانچه كاه بيرون آورند از ديوار
درى كه بود گران بر چهل نفر افكند * چهل گزش به پى سر به قوّت جبّار
بود امام رسول كه خواند در موسم * به امر حضرت بارى براءة بر كفّار
نه آن كه حضرت جبريل بر زمين آورد * برات عزلش از نزد عالم الأسرار
بود خليفهء حقّ آن كه در تمامى عمر * ز حقّ « 2 » جدا نشد و حقّ از او نكرد كنار
هامش
( 1 ) اشاره است به فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم كه فرمود : فردا علم را مىدهم به كسى كه دوست دارد خدا و رسول را ، و دوست دارند خدا و رسول او را ، اوست كرّار غير فرّار ، چون روز شد على عليه السّلام را طلبيد گفتند : درد چشم دارد و امر فرمود او را آوردند آب دهان به چشمش افكند فى الفور خوب گشت آنگاه علم را به آن حضرت داد . مؤلف رحمه اللّه .
( 2 ) اشاره است به حديث شريف : الحق مع علىّ و علىّ مع الحقّ . مؤلف رحمه اللّه .