و نيز حضرت امير المؤمنين عليه السّلام گاهى دست بر شكم مبارك مىنهاد و مىفرمود :
انّ هاهنا لعلما جمّا . « 1 » در اينجا علم بسيار جمع شده است ، و گاهى مىفرمود : و اللّه لو كسرت ( ثنّيت خ ل ) لى الوسادة لحكمت بين اهل التّوراة بتوراتهم . « 2 » الحديث - الى غير ذلك .
بالجمله نقل نشده از احدى آنچه از آن حضرت نقل شده از اصول علم ، و حكمت ، و قضاياى كثيره ، و ما امروز مىبينيم كه حكمايى مانند ابن سينا ، و نصير الدّين محقّق طوسى ، و ابن ميثم ، و مانند ايشان ، و هم چنان علماى اعلام و فقهاى كرام چون علامه ، و محقّق ، و شهيد ، و ديگران ، - رضوان اللّه عليهم - در تفسير و تأويل كلمات آن حضرت ، از يكديگر استمداد كردهاند و علوم بسيار از كلمات و قضاياى آن جناب استفاده نمودهاند .
[ وجه سيّم - على عليه السّلام نفس محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم است ]
وجه سيّم - از وجوهى كه دلالت بر فضيلت و افضليّت آن حضرت مىكند آن چيزى است كه از آيهء مباركهء تطهير ، و آيهء وافى هدايهء مباهله « 3 » استفاده شده به بيانى كه در جاى خودش به شرح رفته و اين مختصر را گنجايش بسط نيست . « 4 » بلى از فخر رازى كلامى در ذيل آيهء مباهله منقول است كه نقل آن در اينجا مناسب است ، فخر بن الخطيب گفته كه : شيعه از اين آيه استدلال مىكنند بر آن كه علىّ بن ابى طالب عليه السّلام از جميع پيغمبران به جز پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، و از جميع صحابه افضل است زيرا كه حقّ تعالى فرموده :
وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ
. بخوانيم نفسهاى خود و
هامش
( 1 ) نك : اعلام الدين ، ص 85 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 35 ، ص 391 ، ح 14 ؛ ارشاد القلوب ، ج 2 ، ص 14 .
( 3 ) آيهء 61 ، سورهء آل عمران .
( 4 ) نك : صحيح ترمذى ، ج 2 ، ص 164 ؛ نور الابصار ، ص 100 ؛ الكشّاف ، ذيل آيه مباهله ، و در المنثور ، ذيل آيه مباهله ؛ تفسير ابن جرير طبرى ، ج 3 ، ص 212 ، 213 ؛ اسباب النزول ص 75 .