تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
گفت : رحمت پروردگار خود مىخواهم . گفتند : آيا طبيبى مىخواهى كه براى تو بياوريم ؟ گفت : طبيب مرا بيمار كرده ، طبيب خداوند عالميان است ، درد و دوا از اوست . دختر گفت كه : چون نظر وى بر ملك الموت افتاد گفت : مرحبا به دوستى كه در هنگامى آمده است كه نهايت احتياج به او دارم ، و رستگار مباد كسى كه از ديدار تو نادم و پشيمان گردد ، خداوندا ، مرا زود به جوار رحمت خويش برسان ، به حق تو سوگند كه مىدانى كه هميشه خواهان لقاى تو بوده‌ام و هرگز كاره مرگ نبوده‌ام . دختر گفت كه : چون به عالم قدس ارتحال نمود عبا را بر سر او كشيدم و بر سر راه قافلهء عراق نشستم ، جمعى پيدا شدند به ايشان گفتم كه : اى گروه مسلمانان ! ابو ذر مصاحب حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم وفات يافته ، ايشان فرود آمدند و بگريستند و او را غسل دادند كفن كردند و بر او نماز گزارده و دفن كردند ، و مالك اشتر در ميان ايشان بود . « 1 » مروى است كه مالك گفت : من او را در حلّه‌اى كفن كردم كه با خود داشتم و قيمت آن حلّه چهار هزار درهم بود . « 2 » و ابن عبد البر ذكر كرده است كه وفات ابو ذر در سال سى و يكم يا سى و دوّم هجرت بود و عبد اللّه بن مسعود بر او نماز گزاشت . « 3 »

سيّم - ابو معبد مقداد بن الأسود « 4 »

است ، اسم پدرش عمرو بهرائى است ، و چون اسود بن عبد يغوث او را تبنّى نموده ، معروف به مقداد به الأسود شده است .
هامش
( 1 ) حياة القلوب ، ج 4 ، ص 1724 . ( 2 ) بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 430 به نقل از تفسير قمى ، ج 1 ، ص 295 . ( 3 ) الاستيعاب ، ج 4 ، ص 1655 . ( 4 ) براى تفصيل احوال او نك : الاستيعاب ، ت 2590 ؛ الاصابة ، ج 3 ، ص 455 - 454 ، ش 8183 ؛ تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 244 ، ش 12096 ؛ اسد الغابة ، ج 4 ، ص 409 - 410 ؛ تحفة الاحباب ، ص 523 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 289 | الشيخ عباس القمي