آن بزرگوار قديم الاسلام و از خواصّ اصحاب سيّد انام و يكى از اركان اربعه ، و بسيار عظيم القدر و شريف المنزله است ، ديندارى و شجاعت او از آن افزون است كه به تحرير آيد . سنّى و شيعه در فضيلت و جلالت او هم داستانند . از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم روايت كردهاند كه فرمود : خداوند تعالى مرا به محبّت چهار تن امر فرموده ، و فرموده كه ايشان را دوست بدارم .
گفتند : ايشان كيستند ؟
فرمود : على عليه السّلام و مقداد و سلمان و ابو ذر - رضوان اللّه عليهم اجمعين - . « 1 »
و ضباعة بنت زبير بن عبد المطّلب كه دختر عموى رسول خدا باشد زوجه او بوده ، « 2 » و در جميع غزوات در خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مجاهده كرده ، و او يكى از آن چهار نفر است كه بهشت مشتاق ايشان است ، و اخبار در فضيلت او زياده از آن است كه در اينجا ذكر شود ، و كافى است در اين باب آن حديثى كه شيخ كشّى از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود :
ارتدّ النّاس الّا ثلاث نفر : سلمان و ابو ذر و المقداد . قال الرّاوى : فقلت عمّار ؟ قال : كان حاص حيصة ثمّ رجع . ثمّ قال : ان اردت الّذى لم يشكّ و لم يدخله شىء فالمقداد . « 3 »
يعنى : حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام فرمود كه : مردم مرتد شدند مگر سه نفر كه آن سلمان و ابو ذر و مقداد است . پس راوى پرسيد كه : آيا عمّار بن ياسر با ظهور محبّت او نسبت به اهل البيت عليهم السّلام در اين چند كس داخل نبود ؟
حضرت فرمود كه : اندك ميلى و تردّدى در او ظاهر شد ، بعد از آن رجوع به حق نمود آنگاه فرمود كه : اگر خواهى آن كسى را كه هيچ شكّى براى او حاصل نشد ، پس بدان كه او مقداد است .
هامش
( 1 ) رجال كشى ، ج 1 ص 46 ؛ سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 594 ، ح 3718 ؛ مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 130 ؛ تاريخ الكبير بخارى ، ج 9 ، ص 31 ؛ سنن ابن ماجه ، ح 149 ؛ الاستيعاب ، ج 4 ، ص 42 .
( 2 ) الكافى ، ج 5 ، ص 344 .
( 3 ) رجال كشى ، ج 1 ، ص 47 ، ش 24 ؛ الاختصاص ، ص 10 ؛ نفس الرحمن ، ص 576 .