تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
گفت : دو چيز عظيم كه در پيش دارم كه بهشت و دوزخ است . « 1 » ابن بابويه از عبد اللّه بن عبّاس روايت كرده كه : روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم در مسجد قبا نشسته بود و جمعى از صحابه در خدمت او بودند ، فرمود : اوّل كسى كه از اين در در آيد در اين ساعت ، شخصى از اهل بهشت باشد ، چون صحابه اين را شنيدند جمعى برخاستند كه شايد مبادرت به دخول نمايند . پس فرمود : جماعتى الحال داخل شوند كه هر يكى بر ديگرى سبقت گيرند ، هر كه در ميان ايشان مرا بشارت دهد به بيرون رفتن آذر ماه او از اهل بهشت است . پس ابو ذر با آن جماعت داخل شد ، حضرت به ايشان فرمود : ما در كدام ماهيم از ماه‌هاى رومى ؟ ابو ذر گفت كه : آذر به در رفت يا رسول اللّه ؟ حضرت فرمود كه : من مىدانستم و ليكن مىخواستم كه صحابه بدانند كه تو از اهل بهشتى ، و چگونه چنين نباشى و حال آن كه تو را بعد از من از حرم من به سبب محبّت اهل بيت من و دوستى ايشان بيرون خواهند كرد ، پس تنها در غربت زندگانى خواهى كرد و تنها خواهى مرد ، و جمعى از اهل عراق سعادت تجهيز و دفن تو خواهند يافت ، آن جماعت رفيقان من خواهند بود در بهشتى كه خدا پرهيزكاران را وعده فرموده . « 2 » ارباب سير معتمده نقل كرده‌اند كه حاصلش اين است كه ابو ذر ، در زمان عمر به ولايت شام رفت و در آنجا بود تا زمان خلافت عثمان ، و بنابر آنكه معاوية بن ابى سفيان از جانب عثمان والى آن ولايت بود و به تجمّلات دنيا و تشييد مبانى و عمارات عليا مشعوف و مايل بود زبان به توبيخ و سرزنش او گشاده ، و مردم را به ولايت خليفهء به حق حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ترغيب مىنمود ، و مناقب آن حضرت را بر اهل شام مىشمرد به نحوى كه بسيارى از ايشان را به تشيّع مايل گردانيد . و چنين مشهور است كه شيعيانى كه در شام و جبل عاملند به بركت ابو ذر است .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 431 ؛ خصال ، ج 1 ، ص 31 ؛ حياة القلوب ، ج 4 ، ص 1696 . ( 2 ) بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 423 ؛ علل الشرائع ، ص 175 ؛ معانى الاخبار ، ص 204 ؛ حياة القلوب ، ج 4 ، ص 1697 .