و در خبر است كه دل مقدّس او مانند پارهء آهن بود از محكمى .
و عن كتاب الاختصاص ، عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال : انّما منزلة المقداد بن الاسود فى هذه الامّة كمنزلة الف فى القرآن لا يلزق بها شىء . « 1 » « 2 »
در سنهء 33 در جرف - كه يك فرسخى مدينه است - وفات كرد ، پس جنازهء او را حمل كردند ، و در بقيع دفن نمودند ، و قبرى كه در شهروان به وى نسبت دهند واقعى ندارد ، بلى محتمل است كه قبر فاضل مقداد سيورى يا قبر يكى از مشايخ عرب باشد .
و از غرائب آن است كه مقداد با اين جلالت شأن پسرش معبد نااهل اتّفاق افتاد و در حرب جمل به همراهى لشكر عايشه بود و كشته شد .
و چون امير المؤمنين عليه السّلام بر كشتگان عبور فرمود به معبد كه گذشت فرمود : خدا رحمت كند پدر اين را ، كه اگر او زنده بود رأيش احسن از رأى اين بود .
عمّار ياسر در خدمت آن جناب بود عرضه داشت كه : الحمد للّه خدا معبد را كيفر داد و به خاك هلاكش انداخت ، به خدا قسم يا امير المؤمنين كه من باك در كشتن كسى كه از حق عدول كند از هيچ پدر و پسرى ندارم ، حضرت فرمود : خدا رحمت كند تو را و جزاى خير دهاد . « 3 »
چهارم - بلال بن رياح « 4 »
[ رباح ظ ]
مؤذّن حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، مادرش جمانة ، « 5 » كنيتش ابو عبد اللّه و ابو عمرو ، از سابقين در اسلام است ، و در بدر و احد و خندق و
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 439 ؛ الاختصاص ، ص 10 .
( 2 ) ترجمه : همانا منزلت مقداد در امت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم همچون منزلت الف است در قرآن كه حرف ديگر به آن نمىچسبد .
( 3 ) الجمل ، 392 .
( 4 ) دربارهء بلال نك : الاستيعاب ، ص 214 ؛ حلية الاولياء ، ج 1 ، ص 147 - 151 ؛ شذرات الذهب ، ج 10 ، ص 31 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 10 ، ص 347 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 299 ؛ طبقات ابن سعد ، 3 ، ص 232 - 239 ؛ طبرى ، ج 2 ، ص 179 ؛ 315 ؛ المستدرك ، ج 3 ، ص 282 ؛ الاصابه ، ت 730 ؛ اسد الغابة ، ت 1 - 489 .
( 5 ) در نفس الرحمن ، ص 378 ، حمامة .