تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
است كه ما به چند بيت از اشعار شيخ ازرى رحمه اللّه تمثل جوييم . قال و اللّه درّه :
و له يوم خيبر فتكات * كبرت منظرا على من رآها يوم قال النّبىّ انّى لأعطي * رايتى ليثها و حامى حماها فاستطالت اعناق كلّ فريق * ليروا اىّ ماجد يعطاها فدعا اين وارث الحلم و البر * أس مجير الايّام من بأساها اين ذو النّجدة العلى لو دعته * فى الثّريّا مروعة لبّاها فاتاه الوصىّ ارمد عين * فسقاها من ريقه فشفاها و مضى يطلب الصّفوف فولّت * عنه علما بأنّه امضاها و برى مرحبا بكفّ اقتدار * أقوياء الاقدار من ضعفاها و دحى بابها بقوّة باس * لو حمته الافلاك منه دحاها عائذ للمؤمّلين مجيب * سامع ما تسرّ من نجواها « 1 »
روايت شده كه در روز فتح خيبر جعفر بن ابى طالب عليه السّلام از حبشه مراجعت فرمود ، و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم از قدوم او مسرور شد ، « 2 » و نماز جعفر را به دو
هامش
( 1 ) او ( على عليه السّلام ) در روز خيبر شجاعتهايى از خود نشان داد كه در نظر بينندگان ، شگفت‌انگيز بود . روزى كه پيامبر فرمود : پرچم خود را به شيرى خواهم سپرد كه از آن به خوبى پاسدارى كند . گردن‌هاى همهء گروها كشيده شد تا بنگرند اين پرچم را به كدام بزرگوار خواهد سپرد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرياد برداشت : كجاست وارث علم و حلم ، و آن كه در سختىهاى جنگها به فرياد مىرسد ؟ فرمود : كجاست آن ياور بزرگى كه اگر در ثريا بيم زده‌اى از او يارى طلبد به فرياد او مىرسد ؟ در اين هنگام جانشين رسول با چشمانى دردآلود پيش آمد و رسول خدا با آب دهان خود چشم او را شفا بخشيد . براى دست يازيدن به صفوف دشمن تاخت ، و آنان از برابرش گريختند زيرا مىدانستند او كارآزموده‌ترين مرد رزمى است . و با دست نيرومند خود به مرحب نشان داد كه تواناترين افراد در برابر او ناتوانند . و با نيروى فوق العاده در قلعه خيبر را از جا كند كه اگر افلاك هم در برابرش مىايستاد ، همه را مىراند . او پناه دهنده آرزومندان و اجابت كنندهء درخواستهاى آن‌ها ، و شنوندهء رازهاى نهانى آن‌هاست . ( 2 ) نك : الأنباء المستطابة فى مناقب الصحابة و القرابه ، ص 95 .