است كه ما به چند بيت از اشعار شيخ ازرى رحمه اللّه تمثل جوييم .
قال و اللّه درّه :
و له يوم خيبر فتكات * كبرت منظرا على من رآها
يوم قال النّبىّ انّى لأعطي * رايتى ليثها و حامى حماها
فاستطالت اعناق كلّ فريق * ليروا اىّ ماجد يعطاها
فدعا اين وارث الحلم و البر * أس مجير الايّام من بأساها
اين ذو النّجدة العلى لو دعته * فى الثّريّا مروعة لبّاها
فاتاه الوصىّ ارمد عين * فسقاها من ريقه فشفاها
و مضى يطلب الصّفوف فولّت * عنه علما بأنّه امضاها
و برى مرحبا بكفّ اقتدار * أقوياء الاقدار من ضعفاها
و دحى بابها بقوّة باس * لو حمته الافلاك منه دحاها
عائذ للمؤمّلين مجيب * سامع ما تسرّ من نجواها « 1 »
روايت شده كه در روز فتح خيبر جعفر بن ابى طالب عليه السّلام از حبشه مراجعت فرمود ، و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم از قدوم او مسرور شد ، « 2 » و نماز جعفر را به دو
هامش
( 1 ) او ( على عليه السّلام ) در روز خيبر شجاعتهايى از خود نشان داد كه در نظر بينندگان ، شگفتانگيز بود . روزى كه پيامبر فرمود : پرچم خود را به شيرى خواهم سپرد كه از آن به خوبى پاسدارى كند . گردنهاى همهء گروها كشيده شد تا بنگرند اين پرچم را به كدام بزرگوار خواهد سپرد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرياد برداشت : كجاست وارث علم و حلم ، و آن كه در سختىهاى جنگها به فرياد مىرسد ؟
فرمود : كجاست آن ياور بزرگى كه اگر در ثريا بيم زدهاى از او يارى طلبد به فرياد او مىرسد ؟
در اين هنگام جانشين رسول با چشمانى دردآلود پيش آمد و رسول خدا با آب دهان خود چشم او را شفا بخشيد .
براى دست يازيدن به صفوف دشمن تاخت ، و آنان از برابرش گريختند زيرا مىدانستند او كارآزمودهترين مرد رزمى است . و با دست نيرومند خود به مرحب نشان داد كه تواناترين افراد در برابر او ناتوانند . و با نيروى فوق العاده در قلعه خيبر را از جا كند كه اگر افلاك هم در برابرش مىايستاد ، همه را مىراند .
او پناه دهنده آرزومندان و اجابت كنندهء درخواستهاى آنها ، و شنوندهء رازهاى نهانى آنهاست .
( 2 ) نك : الأنباء المستطابة فى مناقب الصحابة و القرابه ، ص 95 .