داشته راست نيامده و فتح مكّه نشد . و ابن الخطاب اين سخن از دل به زبان آورد و گفت : ما شككت فى نبوّة محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم قطّ الّا يوم الحديبيّه . « 1 »
و با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم گفت : ما چگونه بدين خوارى گردن نهيم و بدين مصالحه رضا دهيم ؟
حضرت فرمود : من پيغمبر خدايم و كار جز به حكم خدا نكنم ، گفت تو ما را گفتى به زيارت كعبه رويم و عمره گزاريم ، چه شد ؟
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود : هيچ گفتم امسال اين كار به انجام شود ؟ گفت : نه ، فرمود :
پس چرا ستيزه كنى ، در غم مباش كه زيارت كعبه خواهى كرد و طواف خواهى گزاشت .
كما قال اللّه تعالى :
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ .
( الآية ) . « 2 »
وقايع سال هفتم هجرى
[ ذكر فتح خيبر : « 3 »
]
همانا معلوم باشد كه هنگام مراجعت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم از حديبيه سورهء فتح بر آن حضرت نازل شد و اين به فتح خيبر بشارتى مىكرد ، كما قال اللّه تعالى :
وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً
. « 4 » و اين خيبر را هفت حصن محكم بود و به اين اسامى معروف بودند :
1 - ناعم 2 - قموص ( كصبور كوهى است به خيبر و بر آن كوه است حصار ابو العتق ) 3 - كتيبه ( به تقديم تاء مثنّاة كسفينة ) 4 - شقّ ( به كسر شين و فتح نيز ) 5 - نطاة ( به فتح نون ) 6 - وطيح ( به فتح و او و كسر طاء مهملة و آخر آن حاء مهمله
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه حديدى ، ج 12 ، ص 59 .
( 2 ) سورهء فتح ، آيهء 27 .
( 3 ) دربارهء خيبر نك : مراصد الاطلاع ، ج 1 ، ص 494 .
( 4 ) سورهء فتح ، آيهء 18 .