تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

[ غزوهء بنى قريظه ]

و نيز در سنهء پنج غزوهء بنى قريظه واقع شد و آن ( به ضمّ قاف بر وزن جهينه است ) چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم از جنگ خندق فارغ گشت ، به خانهء فاطمه عليها السّلام شد و تن بشست ، و مجمره « 1 » طلبيد تا بخور طيب كند ، جبرئيل آمد و عرض كرد كه : سلاح جنگ باز كردى و هنوز فرشتگان در سلاح جنگند اكنون ساختهء جنگ باش و بر يهودان بنى قريظه تاختن فرماى ، سوگند با خداى من اينك بروم تا حصار ايشان را مانند بيضهء مرغى كه بر سنگ شكنند در هم شكنم . پس بلال از جانب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم مردم را ندا داد كه حركت كنند و نماز عصر در بنى قريظه گذاشته شود . پس پانزده روز و به قولى بيست و پنج روز گرد حصار ايشان بودند و هر روز با سنگ و تير حرب قائم بود تا آن كه حق تعالى هولى در دل يهودان افكند و از محاصرهء اصحاب ايشان را به تنگ آمده بودند از قلاع خويش به زير آمدند ، و به حكومت سعد بن معاذ در حقّ ايشان راضى شدند . سعد گفت : حكم من آن است كه مردان بنى قريظه را بكشيد و زنان و كودكانشان را برده گيريد و اموال ايشان را قسمت كنيد . پس مردان ايشان كشته گشتند و زنانشان اسير شدند و مالهايشان بهرهء مسلمانان شد . قال اللّه تعالى :
وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً . وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً
. « 2 » و روايت است كه در غزوهء خندق تيرى به رگ اكحل « 3 » سعد بن معاذ رسيد ، خون نمىايستاد . از حقّ تعالى خواست كه خون بايستد تا انجام امر بنى قريظه را بر
هامش
( 1 ) مجمر : آتشدان . ( 2 ) سورهء احزاب ، آيهء 25 - 26 . ( 3 ) رگ اكحل : رگ ميانى كه رگ هفت اندام و ميزاب البدن نيز گويند . . . رگ ميانگى است . لغت نامهء دهخدا .