كه جماعت غطفان و بنى محارب و انمار و ثعلبه به قصد مدينه تجهيز لشكر كنند ، حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم ابو ذر را به خليفتى گذاشت ، و در نيمهء جمادى الأولى با چهار صد ، يا هفتصد كس بيرون تاخت به جانب نجد تا به موضع نخله رفت و از آنجا در ذات الرقاع فرود آمد ، چون ايشان از عزم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم آگهى يافتند ، هولى بزرگ در دلشان جاى كرده ، فرار كرده در سر كوهها پناه جستند و از غايت دهشت « 1 » بسيارى از زنان خود را نتوانستند كوچ داد . پس مسلمانان رسيدند و زنان ايشان را برده گرفتند .
در اين وقت هنگام نماز رسيد مسلمين بيم داشتند كه به نماز مشغول شوند دشمنان ناگاه بر ايشان بتازند ، چه آن كه دشمنان از دور و نزديك نگران بودند .
در اين وقت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم نماز خوف گذاشت و موافق بعضى روايات اين آيهء مباركه در اين مقام نازل گشت :
وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ
. ( الآية ) . « 2 »
و در وجه تسميهء اين غزوه به ذات الرقاع اختلاف است : بعضى گفتهاند كه پاها از اثر پياده رفتن مجروح شده بود رقعهها « 3 » و پارهها بر پاها پيچيدند . و به قولى رايتها از رقعهها كرده بودند . و بعضى گفتهاند كه كوهى كه در آن اراضى بود رنگهاى مختلف داشت چون جامهء مرقّع .
و بعضى آن را اسم درختى گرفتهاند كه پيغمبر در نزد آن فرود آمده .
و نقل شده كه در اين غزوه مسلمانان زنى را اسير كردند كه شوهرش غائب بود ، چون شوهرش حاضر شد از دنبال لشكر حضرت رفت ، چون حضرت در منزل فرود آمد ، فرمود كه : كى امشب پاسبانى ما مىكند ؟ پس يك تن از مهاجران و يك تن از انصار گفتند ما حراست مىكنيم ، و در دهان درّه ايستادند و مهاجرى خوابيد ،
هامش
( 1 ) دهشت : ترس و هراس .
( 2 ) سورهء نساء ، آيهء 102 .
( 3 ) رقعه به معنى : تكه و پارهاى از چيز است .