و بالجمله در اين محاصرهء قريش اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم را ، كار بر اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم سخت بود .
ابو سعيد خدرى خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم عرض كرد : قد بلغت القلوب الحناجر ! جانهاى ما به لب آمد آيا كلمهاى تلقين مىفرماييد كه بدان ايمنى جوييم ؟
حضرت فرمود : بگوييد : اللّهمّ استر عوراتنا ، و آمن روعاتنا .
منافقين نيز زبان شناعت دراز داشتند ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم به مسجد فتح درآمد و دست به دعا برداشت و گفت : يا صريخ المكروبين ( الدّعاء ) « 1 » و از حقّ تعالى خواست كفايت دشمنان را ، حقّ تعالى باد صبا را بر ايشان فرستاد كه زلزله در لشكرگاه كفّار در انداخت و خيمهها و ديگ دانها را نگون همىساخت .
و به روايتى فرشتگان آتشها را مىنشاندند و ميخهاى خيام بر مىكندند و طنابها را مىبريدند چندان كه كفّار از هول و هيبت جز فرار و هزيمت چارهاى نديدند ، و سبب انهزام مشركين عمدهاش قتل عمرو و نوفل شد .
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
( بعلىّ بن ابى طالب )
وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً
. « 2 »
بعضى از علماء « 3 » گفتهاند كه اگر نه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بودى اين باد كه بر احزاب وزيد از باد عقيم عاديان در شدّت و سورت افزون آمدى .
از حذيفه نقل است كه ابو سفيان گفت كه ديرى است در اين بلد مانديم و چهار پايان خويش را سقط كرديم و كارى نساختيم ؛ جهودان نيز با ما مخالفت كردند ؛ اكنون ببينيد اين باد با ما چه مىكند ، بهتر آن است كه به سوى مكّه كوچ دهيم و از اين زحمت برهيم . اين بگفت و راه برگرفت ، قريش نيز جنبش كردند و به حمل اثقال مشغول گشتند و به ابو سفيان ملحق شدند .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 20 ، ص 230 ؛ ناسخ التواريخ - حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، ج 2 ، ص 131 .
( 2 ) سورهء احزاب ، آيهء 25 ؛ و نيز نك : ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ص 27 ؛ الدر المنثور ، ذيل آيهء سورهء احزاب .
( 3 ) شيخ عماد الدين كثير است در تفسير خود .