سر امير المؤمنين عليه السّلام تاخت و با يكديگر سخت بكوشيدند كه زمين از گرد تاريك شد و لشكريان از دو جانب ايشان را نمىديدند . آخر الأمر عمرو فرصتى كرد و شمشير خود را بر امير المؤمنين عليه السّلام فرود آورد . امير المؤمنين عليه السّلام سپر در سر كشيد ، شمشير عمرو سپر را به دونيم كرد و سر آن جناب را جراحتى رسانيد ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام چون شير زخم خورده شمشيرى بر پاى او زد و پاى او را قطع كرد ، عمرو به زمين افتاد حضرت بر سينهاش نشست ، عمرو گفت : يا على ! قد جلست منّى مجلسا عظيما ، يعنى : اى على ! در جاى بزرگى نشستى ! آنگاه گفت :
چون مرا كشتى جامه از تن من باز مكن ، فرمود : اين كار بر من خيلى آسان است . « 1 »
و ابن ابى الحديد و غير او گفتهاند كه : چون امير المؤمنين عليه السّلام از عمرو ضربت خورد ، چون شير خشمناك بر عمرو شتافت و با شمشير سر پليدش را از تن بينداخت و بانگ تكبير بر آورد . مسلمانان از صداى تكبير على عليه السّلام دانستند كه عمرو كشته گشت . « 2 »
پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود كه : ضربت على در روز خندق بهتر است از عبادت جنّ و انس تا روز قيامت . « 3 »
شيخ ازرى قصّهء قتل عمرو را در قصيدهء « هائيه » ايراد فرموده مناسب مىدانم در اينجا ذكر نماييم ، قال رحمه اللّه :
ظهرت منّه فى الورى سطوات * ما أتى القوم كلّهم ما أتاها
يوم غصّت بجيش عمرو بن ودّ * لهوات الفلا و ضاق فضاها
و تخطّى الى المدينة فردا * لا يهاب العدى و لا يخشاها
فدعاهم و هم ألوف و لكن * ينظرون الّذى يشبّ لظاها
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 20 ، ص 226 ، با تغيير اندك .
( 2 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 19 ، ص 64 .
( 3 ) مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 32 ؛ بحار الأنوار ، ج 20 ، ص 216 ؛ مواقف ايجى ص 617 ؛ شرح المقاصد تفتازانى ، ج 2 ، ص 230 ؛ احقاق الحق ، ج 6 ، ص 5 .