چشم خانهها جاى به جاى شد و دلها از فزع به گلوگاه رسيد .
كما قال اللّه تعالى :
إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ
. « 1 »
بالجمله لشكر كفّار از ديدن خندق شگفت ماندند ، چه هرگز خندق ندانسته بودند ، پس از آن سوى خندق بيست و چهار روز يا بيست و هفت روز مسلمانان را حصار دادند . اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم در تنگناى محاصره گرفتار رنج و تعب بودند ، بعضى از منافقين مسلمانان را بيم داد و ايشان را بياموخت كه حفظ خانههاى خود را بهانه كرده رو به سوى مدينه كنند .
قال اللّه تعالى :
وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً
. « 2 »
بالجمله در ايّام محاصره حربى واقع نشد جز آن كه تير و سنگ به هم مىانداختند .
پس يك روز عمرو بن عبد ود ، و نوفل بن عبد اللّه بن المغيره ، و ضرار بن الخطّاب ، و هبيرة بن ابى وهب ، و عكرمة بن ابى جهل ، و مرداس فهرى كه همه از شجعان و فرسان قريش بودند تا كنار خندق تاختن كردند و مضيقى « 3 » پيدا كرده از آن تنگناى جستن كردند و ابو سفيان و خالد بن الوليد با جماعتى از مبارزان قريش در كنار خندق صف زدند ، عمرو بانگ داد كه شما هم درآييد . گفتند : شما ساخته باشيد اگر حاجت افتد ما نيز به شما پيوسته شويم .
پس عمرو چون ديو ديوانه اسب برجهاند و لختى گرد ميدان براند و ندايى ضخم « 4 » در داد و مبارز طلبيد . چون عمرو را فارس يليل مىناميدند و او را با هزار سوار برابر مىنهادند ، و اصحاب و صف شجاعت او را شنيده بودند لا جرم كانّ
هامش
( 1 ) سورهء احزاب ، آيهء 10 .
( 2 ) سورهء احزاب ، آيهء 13 .
( 3 ) مضيق : جاى تنگ .
( 4 ) صداى درشت و كلفت .