گريهكننده دارند ، لكن حمزه گريهكننده امروز ندارد .
سعد بن معاذ و اسيد بن حضير كه اين را شنيدند زنان انصار را گفتند ديگر بر كشتگان خود نگرييد ، نخستين برويد نزد حضرت فاطمه عليها السّلام و او را همراهى كنيد در گريستن بر حمزه ، آنگاه بر كشتگان خود گريه كنيد . زنان چنان كردند . چون صداى گريه و شيون ايشان را پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم شنيد فرمود : بر گرديد خدا شما را رحمت كند ، همانا مواسات كرديد .
و از آن روز مقرّر شد كه هر مصيبتى بر اهل مدينه واقع شود ، اوّل بر حمزه نوحه كنند آنگاه براى خود .
و فضايل حمزه بسيار است و شعراء بسيار او را مرثيه گفتهاند و من در كتاب كحل البصر فى سيرة سيّد البشر « 1 » به آن اشاره كردهام و در مفاتيح الجنان ، فضل زيارت آن جناب را با الفاظ زيارتش و زيارت شهدا احد ذكر كردم ، اين كتاب را مجال بيشتر از اين نيست ، و در ذكر خويشان حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلم نيز مختصرى از فضيلت او ذكر مىشود آن شاء اللّه تعالى . « 2 »
و اين واقعه در نيمهء شوّال سنه سه واقع شد و بعضى گفتهاند كه روز پنج شنبه پنجم شوال ، قريش به احد رسيدند و جنگ در روز شنبه واقع شد . و اللّه العالم .
[ غزوهء حمراء الأسد : ]
و آن موضعى است كه از آنجا تا مدينه هشت ميل راه است ، « 3 » و ملخّص خبرش آن است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم به ملاحظهء اين كه مبادا قريش ساز مراجعت كنند ، و به سوى مدينه تاختن آرند حكم فرمود تا بلال ندا در داد كه حكم خداوند قادر و قاهر است كه بايد آنان كه در احد حاضر بودند و جراحت يافتند به
هامش
( 1 ) كحل البصر ، ص 126 - 130 .
( 2 ) ص 275 .
( 3 ) معجم البلدان ، ج 2 ، ص 301 .