يعنى : اگر عقاب كنيد ، پس عقاب كنيد به مثل آنچه عقاب كرده شدهايد ، و اگر صبر كنيد البتّه بهتر است براى صبر كنندگان .
پس حضرت گفت كه : صبر خواهم كرد و انتقام نخواهم كشيد ، پس حضرت ردايى كه از برد يمنى بر دوش مباركش بود بر روى حمزه انداخت و آن رداء به قامت حمزه نارسا بود و اگر بر سرش مىكشيدند پاهايش پيدا مىشد ، و اگر پاهايش را مىپوشاندند سرش پيدا مىشد پس بر سرش كشيد و پاهايش را از علف و گياه پوشانيد و فرمود كه اگر نه آن بود كه زنان عبد المطّلب اندوهناك مىشدند هرآينه او را چنين مىگذاشتم كه درّندگان صحرا و مرغان هوا گوشت او را بخورند تا روز قيامت از شكم آنها محشور شود زيرا كه داهيه هر چند عظيمتر است ثوابش بيشتر است . پس حضرت امر فرمود كه كشتگان را جمع كردند و نماز كرد بر ايشان و دفن كرد ايشان را و هفتاد تكبير بر حمزه گفت در نماز . « 1 »
و بعضى گفتهاند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود : جسد حمزه را با خواهرزادهاش عبد اللّه بن جحش ( به تقديم جيم مفتوحه بر حاء مهملهء ساكنه ) در يك قبر نهادند . و عبد اللّه بن عمرو بن حرام پدر جابر را با عمرو بن الجموع به يك قبر نهادند و از اين گونه هر كس با كسى مألوف « 2 » بود هر دو تن و سه تن را در يك لحد مىسپردند و آنان كه قرائت قرآن بيشتر كرده بودند به لحد نزديكتر مىنهادند و شهيدان را با همان جامههاى خونآلود به خاك مىسپردند و آن حضرت مىفرمود :
زمّلوهم فى ثيابهم و دمائهم ، فانّه ليس من كلم كلم فى اللّه الّا و هو يأتى اللّه يوم القيامة اللّون لون الدّم ، و الرّيح ريح المسك .
لكن در حديثى وارد شده كه حضرت حمزه را كفن كرد براى آن كه او را برهنه كرده بودند . « 3 »
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 123 ؛ ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 379 .
( 2 ) مألوف : مأنوس بود ، رفاقت و دوستى داشت .
( 3 ) الكافى ، ج 3 ، ص 210 .