نكرده بود كه يك تن از قفايش درآمده نيزه به دو زد كه از جانب ديگر سر بدر كرد .
حرام گفت : فزت بربّ الكعبة .
اين وقت عامر بن الطّفيل قبيلهء سليم و عصيّة ( كسميّة ) و رعل و ذكوان را جمع كرده بعد از آن كه قبيلهء بنى عامر به واسطهء زينهارى أبو براء به او همراهى نكردند پس آن جماعت را برداشته در بئر معونه بر سر مسلمانان تاختند و تمامى را به قتل رسانيدند جز كعب بن زيد كه در آن حربگاه با جراحت بسيار افتاده بود ، كفّار او را مقتول پنداشتند و به جاى گذاشتند . پس او جان بدر برد و در جنگ خندق شهيد شد . و عمرو بن اميّه را گرفتند عامر به ملاحظهء آن كه عمرو از قبيلهء مضر است او را نكشت و گفت : بر مادر من واجب شده است كه بندهاى آزاد كند ، پس موى پيشانى عمرو را بريد و در ازاى نذر مادر آزاد ساخت .
عمرو راه مدينه پيش گرفت ، همين كه به اراضى قرقره رسيد به دو مرد از قبيلهء بنى عامر برخورد و ايشان در زينهار رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلم بودند و عمرو از اين آگهى نداشت چون آن دو تن به خواب رفتند به عوض خون اصحاب خود آن دو تن عامرى را بكشت چون به مدينه آمد و آن خبر به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم گفت : حضرت فرمود : ايشان در امان من بودند اداى ديت ايشان بايد كرد .
و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم از شهادت شهداء بئر معونه سخت ملول گشت ، گويند يك ماه يا چهل روز بر قبايل رعل و ذكوان و عصيّة نفرين مىكرد و اضافه مىفرمود بر ايشان قبيلهء بنى لحيان عضل و قاره را زيرا كه سفيان بن خالد هذلى لحيانى جماعتى از عضل و قاره را به حيله روانه كرد تا به مدينه آمدند و اظهار اسلام كردند و ده تن از بزرگان اصحاب را مانند عاصم بن ثابت و مرثد بن ابى مرثد و خبيب بن عدىّ و هفت تن ديگر را همراهى بردند كه در ميان قبيله تعليم شرايع كنند . چون به اراضى رجيع - كه آبى است از بنى هذيل رسيدند - دور ايشان را احاطه كردند هفت تن ايشان را بكشتند و سه نفر ديگر را امان دادند و با ايشان نيز غدر كردند ، آخر الأمر ايشان نيز كشته شدند و اين سريّه را سريّهء رجيع گويند .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٧١