تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

[ بيعت مجدد عقبه و تصميم نهايى قريش ]

و در 6216 بيعت مردم مدينه در عقبه بار دوّم واقع شد ، و مردم مدينه با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم عقد بيعت و شرط متابعت استوار كردند كه جنابش را در مدينه مانند تن و جان خويش حفظ و حراست نمايند و آنچه بر خويشتن نپسندند از بهر او پسند ندارند . چون اين معاهده مضبوط شد مردم مدينه به وطن خويش بازشدند و كفّار قريش از پيمان ايشان با پيغمبر آگاه گشتند ، اين معنى بر كين و كيد ايشان بيفزود كار به شورا افكندند چهل نفر از دانايان مجرّب گزيده در « دار النّدوه » جمع شدند شيطان به صورت پيرى از قبيلهء نجد داخل ايشان شد و بعد از تبادل افكار و اظهار رأيها ، رأى همگى بر آن قرار گرفت كه از هر قبيله مردى دلاور انتخاب كرده و به دست هر يك شمشيرى برّنده دهند تا به اتّفاق بر آن جناب تازند و خونش بريزند تا خون آن حضرت در ميان قبايل پهن و پراكنده شود و عشيرهء پيغمبر را قوّت مقاومت با جميع قبايل نباشد ، لاجرم كار بر ديت افتد پس جمله دل بر اين نهادند و به إعداد اين مهم پرداختند . پس آن اشخاص كه ساختهء اين كار شده بودند در شب اوّل ماه ربيع الأوّل در اطراف خانهء آن حضرت آمدند و كمين نهادند از بهر آن كه چون پيغمبر به رختخواب رود بر سرش ريخته و خونش بريزند . حقّ تعالى پيغمبرش را از اين قصّه آگهى داد و آيهء شريفهء :
وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا
« 1 » نازل شد و مأمور گشت كه امير المؤمنين عليه السّلام را به جاى خود خواباند و از
هامش
( 1 ) سورهء انفال ، آيهء 30 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 141 | الشيخ عباس القمي