بر خود پوشيد . كفّار قريش خواستند آن شب در خانهء آن حضرت بريزند ابو لهب كه يك تن از ايشان بود مانع شد ، گفت : نمىگذارم كه شب داخل خانه شويد زيرا كه در اين خانه اطفال و زنان هستند ، امشب او را حراست مىنماييم صبح بر او مىريزيم . همين كه صبح خواستند قصد خود را به عمل آورند ، امير المؤمنين عليه السّلام مقابل ايشان برخاست و بانگ بر ايشان زد . آن جماعت گفتند : يا على ! محمّد كجا است ؟ فرمود : شما او را به من نسپرده بوديد ، خواستيد او را بيرون كنيد ، او خود بيرون رفت ، پس دست از على عليه السّلام برداشته به جستجوى پيغمبر شدند .
حقّ تعالى اين آيهء در شأن امير المؤمنين عليه السّلام فرو فرستاد :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ .
« 1 »
پس حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم سه روز در غار ثور بود ، در روز چهارم روانهء مدينه شد ، « 2 » و در دوازدهم ماه ربيع الأوّل سال سيزدهم بعثت وارد مدينهء طيبه شد . و اين هجرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم به مدينه مبدأ تاريخ مسلمانان شد .
و در سال اوّل هجرى بعد از پنج ماه ، يا هشت ماه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم عقد برادرى بست ما بين مهاجر و انصار ، و امير المؤمنين عليه السّلام را برادر خود قرار داد . « 3 »
و در ماه شوّال آن [ سال ] زفاف با عايشه فرمود .
وقايع سال دوم هجرى
در سال دوّم هجرى قبلهء مسلمانان از جانب بيت المقدّس به سوى كعبه گشت .
و در اين سال تزويج حضرت فاطمه عليها السّلام با امير المؤمنين عليه السّلام شد .
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيهء 207 ؛ نك : دلائل الصدق ، ج 2 ، ص 80 - 82 ؛ ينابيع المودة ، ج 1 ، ص 79 ؛ مصباح المتهجد ، ص 553 .
( 2 ) نك : مصباح المتهجد ، ص 532 ؛ الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 553 .
( 3 ) نك : تاريخ الخلفاء سيوطى ، ص 170 ؛ العمدة ، ص 167 ؛ سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 300 ؛ فضائل الخمسه ، ج 2 ، ص 365 به بعد .