علىّ سيّد البطحاء و ابن رئيسها * و سيّدة النّسوان اوّل من صلّى
مصابهما ارجى لى الجوّ و الهوا * فبتّ أقاسى منهما الهمّ و الثّكلى
لقد نصرا فى اللّه دين محمّد * على من بغى فى الدّين قد رعيا الّا
و هم آن حضرت در مرثيهء ابو طالب فرمود :
أبا طالب عصمة المستجير * و غيث المحول و نور الظّلم
لقد هدّ فقدك اهل الحفاظ * فصلّى عليك ولىّ النّعم
و لقّاك ربّك رضوانه * فقد كنت للطّهر من خير عمّ « 1 »
و بعد از وفات ابو طالب ، مشركين عرب بر خصمى آن حضرت بيفزودند و زحمت او را پيشنهاد خاطر كردند ، چنان كه يكى از سفهاى قوم به اغواى آن جماعت ، روزى مشتى خاك بر سر مباركش ريخت و آن حضرت جز صبر چاره ندانست .
[ سفر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم به طائف ]
و در 6214 [ بعد از هبوط آدم عليه السّلام ] از جهت دعوت مردم به طائف شد . و ما قصهء سفر آن حضرت را به طائف به نحو اختصار در ضمن معجزات در استيلاء آن حضرت بر شياطين و جنّيان ذكر كرديم .
و در 6214 [ بعد از هبوط آدم عليه السّلام ] حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم سوده ( به فتح سين ) بنت زمعة را تزويج فرمود . و اين اوّل زنى بود كه آن حضرت بعد از خديجه تزويج فرمود .
حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم تا خديجه زنده بود هيچ زن ديگر نگرفت .
و هم در آن سال عايشه را خطبه كرد و آن هنگام او ششساله بود و زفاف او در سال اوّل هجرت افتاد .
هامش
( 1 ) تذكرة الخواص ، ص 9 ؛ ديوان ابو طالب ، ص 36 .